X
تبلیغات
رایتل

انتفاضه

انتفاضه

انتفاضه یا «انقلاب سنگ» جنبش جوان و نوین ضد صهیونیستی است که با بهره گیری از کم ترین امکانات در پی نیل به هدفی بزرگ (آزاد سازی فلسطین) است. این حرکت محصول تأثیر پذیری از انقلاب اسلامی در احیای اسلام، پاسخی به اعمال فشار و اقدامات سرکوب گرانه رژیم اشغال گر قدس، واکنشی در برابر یأس، ناامیدی، ضعف و سستی دولت های عرب در رویارویی با اسرائیل و سرانجام، واکنشی در برابر ناتوانی و ناکامی گروه های نظامی و سیاسی فلسطینی در نجات آن کشور است. مردم و سازمان های هوادار انتفاضه، با تکیه بر ایمان انقلابی در درون مرزهای اشغالی به مبارزه ای بی امان علیه اسرائیل دست زده اند به گونه ای که سازش ناپذیری آنان، اسرائیل، آمریکا و ساف را در حل بحران خاورمیانه (مسأله فلسطین) با دشواری هایی بسیار رو به رو کرده است.

انتفاضه، واژه ای عربی است که از ریشه «نَفَضَ» به معنای جنبش، لرزش، انقلاب، غبارروبی، قیام علیه رخوت و رکود پیش از انقلاب و حرکتِ همراه با نیرو و شتاب می باشد. انتفاضه، نخست نامی بود برای گروهی جدا شده از سازمان فتح، ولی اینک، نامی است برای حرکت نوین مردم فلسطین. این حرکت، در دهه 80 میلادی / 60 شمسی در سرزمین های اشغالی فلسطین علیه اسرائیل آغاز گردید. انتفاضه نامی برای خیزش خود جوش، مستقل، مستمر، تهاجمی، همگانی، غیر مسلحانه، آگاهانه، معترضانه و شجاعانه مردم فلسطین در مصاف با اسرائیل است .

مردم فلسطین، به جای سلاح گرم از سنگ برای دفاع از خود و تهاجم علیه دشمن بهره می گیرند. از این رو، انتفاضه را «انقلاب سنگ» نیز می گویند. استفاده از سنگ، موجب نگرانی اسرائیل را فراهم آورده است؛ زیرا یاد آور مبارزه و پیروزی حضرت داوود علیه السلام پیامبر بزرگ بنی اسرائیل، بر جالوت است. در این مبارزه، حضرت داوود علیه السلام با استفاده از سنگ، جالوت که نماد باطل بود را از پای در آورد.

در تاریخ معاصر فلسطین ، وجود چهار انتفاضه در سال های 1921 1932، 1939(3) و 1987 م./ 1300، 1311، 1318 و 1366 ش. می درخشد که هیچ یک به گستردگی و پایداری انتفاضه اخیر نبوده اند. از این رو، انتفاضه نوین مردم فلسطین را «انتفاضه بزرگ» نیز گفته اند. در این انتفاضه شیوه تهاجمی، مبارزه در درون مرزهای فلسطین و تأکید بر مبانی اسلامی، جایگزین شیوه تدافعی، نبرد در بیرون از مرزهای فلسطین و اندیشه غیر دینی گردیده است. شهید دکتر فتحی ابراهیم شقاقی، دبیر کل شهید جهاد اسلامی فلسطین، در باره انتفاضه گفت:

در تاریخ انقلاب ها و مبارزه ها، واژه «انتفاضه» پیشینه ای طولانی دارد. اما از نظر معنایی، انتفاضه بر قیام علیه رخوت و رکود دلالت می کند. انتفاضه، مرحله قبل انقلاب است. برای مثال قیام مدرسه فیضیه قم را انتفاضه می نامیم و قیام سال 1357 ایران را انقلاب می گوییم. آنچه که اکنون در فلسطین اتفاق می افتد، در واقع انقلاب است، اما ما در آغاز پیش بینی نمی کردیم که چنین فراگیر باشد و نام آن را انتفاضه گذاشتیم؛ لذا ما در جنبش جهاد اسلامی، قیام فعلی فلسطین را «انتفاضه انقلاب» می نامیم.

زمینه های پیدایش انتفاضه

انتفاضه معلول عواملی پُر شمار است، از آن جمله:

1-انقلاب اسلامی ایران: انقلاب اسلامی بهمن 1357 ش. ایران موجب احیای اسلام و بیداری مسلمانان شد و خودباوری را در فلسطینی ها تقویت کرد و آنان را به برخورداری از توانایی لازم برای گرفتن حق خویش آگاه ساخت. پیروزی انقلاب گواهی بود بر توانایی اسلام در بر انداختن ظلم و فساد نظام های طاغوتی و استکباری.

مسلمانان فلسطینی، ایرانیان را در پیش و پس از پیروزی انقلاب اسلامی در کنار خود یافتند و به پوشالی بودن قدرت آمریکا در حمایت از رژیم شاه ایران آگاه شدند. رویدادهای شگفت انگیز انقلاب اسلامی، مردم ایران و شیوه مبارزه آنان علیه رژیم پهلوی را به عنوان نمونه ای آرمانی برای مبارزان جنبش های اسلامی مطرح کرد .

2-ظلم و ستم رژیم صهیونیستی: شهید دکتر فتحی ابراهیم شقاقی در این باره گفت:

انتفاضه... پاسخی بود به اشغال گران و اعمال سرکوب و طغیان و تکبر آنان و اقدامات شان در ویران سازی منازل، مصادره زمین ها، اسکان یهودیان و ساختن شهرک ها، شکنجه مبارزان، دستگیری و تبعید و ترور و شکستن استخوان های آنان، نابود کردن اقتصاد فلسطین و زیر سازهای جامعه، دزدیدن آب ها، تحمیل مالیات و جرایم سنگین، تعطیل مدارس و دانشگاه ها، جلوگیری از کار و کسب، نادیده گرفتن حقوق انسانی و سیاسی و سایر اقدامات مربوط به مجازات دسته جمعی.

افزون بر این، باید به تحقیر فلسطینیان به عنوان شهروندان درجه دوم و تلاش صهیونیست ها برای از بین بردن هویت اسلامی و عربی نیز اشاره کرد.

3-یأس و ناامیدی از دولت های عرب:

شهید شقاقی در این باره گفت:

انتفاضه پاسخی بود به واقعیت اسف انگیز و یأس آور اعراب که وابستگی، ضعف و سستی خود را آشکار کرده بودند. آنها فلسطین و آزاد سازی فلسطین را توجیهی برای بقای خود می دیدند، تا جایی که مسأله فلسطین را در آخر لیست اولویت های قرار دادند و همگان این امر را که حتی خود کنفرانس هایی مثل کنفرانس سران، در نوامبر 1987م. [بهمن 1366 ش. [مشاهده کردند.

در سال 1987 م. / 1366 ش. برای نخستین بار، مسأله فلسطین تحت الشعاع مسأله ای دیگر، یعنی جنگ ایران و عراق قرار گرفت. اسف بارتر این که در کنفرانس مزبور، برگزاری کنفرانس صلح اعراب و اسرائیل با حضور امریکا و شوروی (سابق) به تصویب رسید.

4-ناتوانی گروه های نظامی و سیاسی در نجات فلسطین: با شکست اعراب در جنگ 1967 م./ 1346 ش. حضور مستقیم و مستقل عنصر فلسطینی در مبارزه علیه اسرائیل، به مقوله ای اجتناب ناپذیر تبدیل شد. از این رو، سازمان ها و گروه های نظامی (چریکی) و سیاسی پدید آمدند و کوشیدند با تکیه بر مبارزه مسلحانه، فلسطین را از چنگال اسرائیل نجات بخشند. اما از اواخر دهه 70 م./ 50 ش. گروه های مذکور و نیز ساف به ناتوانی نظامی خود برای رهایی فلسطین پی بردند و در نتیجه، رو به سستی نهادند و مبارزه سیاسی را جایگزین مبارزه نظامی کردند، ولی به زودی در این شیوه نیز با شکست روبه رو شدند. سرخوردگی مردم از این گروه ها زمانی شدت گرفت که هر یک از آن هاتحت نفوذ یکی از کشورهای عرب، که به آرمان فلسطینیان خیانت کرده بودند، در آمد.

خیانت کرده بودند، در آمد.

گروه ها و سازمان های نزدیک به انتفاضه

مهم ترین گروه ها و سازمان های فلسطینی، همواره تحت تأثیر جنبش اخوان المسلمین مصر بوده اند. اخوان المسلمین مصر از اواخر دهه 20 م. فعالیتش را به فلسطین گسترش داد و از آن پس و به ویژه در سال 1948 م. /1327 ش. و سال های پس از آن، سهمی بسیار در مبارزات ضد صهیونیستی و اسرائیلی داشته است. اما کناره گیری تدریجی شعبه فلسطینی اخوان المسلمین از صحنه مبارزات سیاسی و پای فشاری بر تداوم فعالیت های فرهنگی، آموزشی و کادر سازی، منجر به جدایی جوانان انقلابی مخالف مشیِ مسالمت آمیز، از آن سازمان گردید.

جنبش جهاد اسلامی فلسطین (= حرکة الجهاد الاسلامی فی فلسطین)، نخستین انشعاب از اخوان المسلمین غزّه به شمار می رود که این جدایی، تحت رهبری دکتر فتحی شقاقی و در 1980 م. / 1359 ش.(13) به وقوع پیوست. اساسی ترین شعار جنبش نوین فلسطینی، طرد شعار «فلسطین منهای اسلام و اسلام منهای فلسطین» است. برجسته ترین ویژگی این جنبش، در بهره جستن از مشی مسلحانه به عنوان تنها راه نجات از سوی جنبش جهاد اسلامی نهفته است. اگر چه جنبش جهاد اسلامی با انجام عملیات اکتبر 1987 م. / 1366 ش. در محله شجاعیه غزّه سهمی مهم در تولد انتفاضه داشته است، ولی پس از آن، خود تحت تأثیر انتفاضه قرار گرفت.

به اعتقاد شهید فتحی شقاقی، جنبش جهاد اسلامی سه مرحله را پشت سر گذارده است:

مرحله اول: مرحله آماده سازی و بسیج از طریق کار سیاسی و مردمی و تبلیغ در مساجد و دانشگاه ها و اتحادیه ها و جزوات و اعلامیه ها و نشریه های مخفی. مرحله دوم: آغاز مبارزه و جهاد مسلحانه که در ایجاد اعتماد به نفس مردم فلسطین تأثیری زیادی داشت؛ مانند درگیری شهادت طلبانه 6/10/1987 [م. 1366 ش.] با نیروهای صهیونیستی... مرحله سوم: جنبش جهاد اسلامی از روز اول و به طور روزمرّه در تمامی رویدادهای انتفاضه حاضر بود. هفته ها گذشت تا دیگر نیروهای اسلامی و ملی به پا خیزند و صفوف خود را منظم سازند و با قوت در انتفاضه شرکت کنند.

واژه «حماس» (تأسیس 1987 م./1366 ش.) مخفّف عبارت «حرکة المقاومة الاسلامیة فی فلسطین» (= جنبش مقاومت اسلامی فلسطین) است. این سازمان یکی از برجسته ترین سازمان های فلسطینی ضد صهیونیستی است. «حماس» گاه به عنوان نامی برای اخوان المسلمین غزّه و کرانه غربی و گاه برای جناح یا شعبه ای (نظامی) از جناح ها و شاخه های اخوان المسلمین به کار می رود. به اعتقاد ابوغنیمه - از چهره های اخوان المسلمین اردن - حماس جنبشی، نوین نیست، بلکه جنبش مادر، که حماس به آن گرایش دارد، جنبش اخوان المسلمین است.

به هرحال، حماس جنبشی است که برای نجات فلسطین، بیش از دیگر جنبش ها - به غیر از جنبش جهاد اسلامی - بر مردم متکی است و برای مبارزه فرهنگی و سیاسی، بیش از جهاد نظامی اهمیت قائل است.

از این رو، با جنبش جهاد اسلامی متفاوت است. حماس با ساف. و سازمان های دیگر فلسطینی، به رغم وجود پاره ای اختلافات (مانند مخالفت حماس با ناسیونالیسم عربی) همزیستی مسالمت آمیز دارد. به دیگر سخن، حماس تحت رهبری معنوی شیخ احمد یاسین، به جنبش های ملی و غیر مذهبی نیز احترام می گذارد و مادام که آن جنبش ها اختیار خود را به شرق کمونیست یا غرب صلیبی ندهند، حماس دست آنان را می فشارد.

حماس از نظر گستردگی فعالیت های غیر نظامی، میزان امکانات، بهره مندی از کمک های مالی دولت های عرب و مسلمان و برخورداری از وسائل تبلیغاتی، توانمندتر از سازمان یا جنبش جهاد اسلامی است. در عوض، فعالیت نظامی و محبوبیت اجتماعی جهاد اسلامی، بیش از حماس است. با این همه، هر دو سازمان در مخالفت با صهیونیست، تشکیل دولت اسلامی و آزادی همه سرزمین های فلسطین اشتراک نظر دارند.

تأثیر انتفاضه بر اسرائیل

قیام مردم فلسطین یا انتفاضه، تأثیراتی ژرف بر اسرائیل داشته است که برخی از مهم ترین آنها عبارتند از:

1- وقوع انتفاضه و ناکامی اسرائیل در سرکوب آن، صلح خواهی را در اسرائیل به شدت تقویت کرده است به گونه ای که این گرایش به صلح، موجب تأسیس مجلس صلح و امنیت در اسرائیل شده است. این مجلس، که با حضور سی تن از فرمانده هان نظامی اسرائیل تشکیل شده است، می کوشد ثابت کند که چشم پوشی تدریجی از مناطق اشغالی (غزه و نوار غربی) نه به کاهش، بلکه به افزایش امنیت اسرائیل می انجامد.

2- دولت اسرائیل برای خاموش کردن انتفاضه به روش های خشونت آمیز (مانند شکستن دست و پای تظاهر کنندگان فلسطینی) پرداخته است. این موضوع مخالفت افکار عمومی جهانی و حتی واکنش یهودیان آمریکا را در پی داشته که افزایش آن، نخست وزیر پیشین اسرائیل را وادار ساخت برای کاستن اضطراب و مخالفت جامعه یهودیان آمریکا به آن کشور سفر و اقدامات اسرائیل را توجیه کند. و بگوید «طغیان فلسطینیان نه فقط علیه مناطق اشغالی ، بلکه علیه موجودیت کشور اسرائیل است».

3- انتفاضه موجب بالا گرفتن اختلاف میان مسؤلان اسرائیلی و پدید آمدن شکاف آشکار میان احزاب اسرائیل از یک سو و میان آنان و آمریکا از سوی دیگر شده است. به عنوان مثال، آمریکا برای خاموش کردن قیام مردم فلسطین، موضوع خود مختاری محدود فلسطینیان را در اراضی اشغالی پیش نهاد و شیمون پرز از این ابتکار آمریکا حمایت کرد، اما نخست وزیر دولت اسرائیل، شامیر، با این طرح به مخالفت برخاست.

4- هزینه سرکوب انتفاضه برای اسرائیل تکان دهنده بوده است. صرف هزینه ای برابر با 000/650/1 دلار در هر روز، بخشی از هزینه های سرکوب قیام مردم فلسطین است. وانگهی، زیان های مستقیم و غیر مستقیم انتفاضه بر اسرائیل بسیار است که زیان در بخش ساختمان سازی، کاهش درآمدهای ناشی از صنعت توریسم، تنزل سه در صدی تولید ناخالص ملی، کم شدن صادرات در اراضی اشغالی، کاهش سیزده درصدی ارزش پول اسرائیل، پایین آمدن هشت درصدی دستمزدها و کسری تراز بازرگانی از آن جمله است. هم چنین، قیام انتفاضه موجب افزایش بیست و دو درصدی تورم، صعود رقم بیکاری به 2/7 درصد و افزایش هزینه های نظامی شده است. مرکز مطالعات استراتژیک دانشگاه تل آویو، از دست رفتن روحیّه ارتش، انتقاد اروپا و آمریکا از اسرائیل، تشدید خشونت داخلی و بی اعتبار شدن موقعیت بین المللی اسرائیل را از دیگر پیامدهای انتفاضه می داند.

تأثیر پذیری ساف از انتفاضه

تأثیر انتفاضه بر ساف، تأثیری چندگانه و پیچیده است. وقوع انتفاضه ابتکار عمل مبارزه ضد اسرائیلی را از دست یاسر عرفات بیرون آورد، انتفاضه سازش کاری ساف را محکوم کرد. از این رو، موجودیت ساف را با تهدید رو به رو ساخت و به موقعیت این سازمان، به عنوان تنها نماینده مردم فلسطین، آسیب رسانید. از این رو، تلاش یاسر عرفات برای متوقف ساختن انتفاضه به شکست انجامید. هم چنین کوشش عرفات برای تغییر شیوه مبارزه انتفاضه از حالت خصومت آمیز به حالت مسالمت آمیز به جایی نرسید و مردم انقلابی فلسطین این توصیه عرفات را نپذیرفتند که آنان باید به راهپیمایی های آرام تن در دهند.

دیگر آن که، تضعیف یا حذف ساف به زیان اسرائیل است؛ زیان، حذف ساف، اسرائیل را ناچار می سازد که با اصول گرایان اسلامی، چون حماس رو به رو شود و با آنان بر سر مسائل فلسطین به مذاکره بپردازد. بنابراین، اسرائیل روش مسالمت جویانه ساف را بر منش خصومت آمیز گروه های اصول گرا، ترجیح می دهد و از این رو به استحکام روابط خود با ساف پرداخته است. این نزدیکی و گسترش روابط، نتایجی برای طرفین در پی داشته است . از آن جمله:

1- اسرائیل برای گسترش نیافتن انتفاضه، با اعطای خود گردانی محدود غزّه اریحا (1993 م./1372 ش.)، اجرای آن (1994 م./ 1373ش.) و توسعه اش به کرانه باختری رود اردن (1995 م. /1374 ش.) موافقت کرد. پرز در این باره می گوید: «تعدادی از دوستان من و نیز بسیاری از دشمنان از من می پرسند با توجه به این که سال ها به عنوان یک نظامی در ارتش اسرائیل خدمت کرده ام در طول بیش از بیست سال چرا به دنبال صلح هستم، برای این که اسب تروای جنگ، دیگر عقیم شده است

2- گرایش اسرائیل به ساف، این سازمان را که می رفت از صحنه سیاست حذف شود، دو باره زنده کرد. به عقیده پرز، عرفات به جایی رسیده بود که جز مذاکره و سازش راهی دیگر نداشت. وزیر محیط زیست پیشین اسرائیل در این باره می گوید: «ساف در برابر حماس با اسرائیل متحد خواهد شد. دولت اسرائیل باید مرکزیت فلسطین به رهبری عرفات را به رسمیت بشناسد؛ زیرا این سازمان اصلی ترین متحد ما در برابر جنبش حماس است «.

اعتقادات یکسان (مانند اصل توحید و نبوت) و نیز دشمنان یگانه (همانند آمریکا و اسرائیل ) و هدف های برابر (چون از میان بردن ستم و تباهی)، از مشترکاتی است که زمینه تأثیر پذیری متقابل پدیده های انسانی را در جهان اسلام فراهم آورده است. اما وقوع انقلاب اسلامی، به مشترکات مسلمانان عمق بیش تری بخشید و بر میزان تأثیر گذاری هدف ها و آرمان های انقلاب اسلامی در کشورهای اسلامی چون فلسطین افزود.

روابط ایران پهلوی و اسرائیل

برای فهم تأثیر انقلاب اسلامی بر جنبش های اسلامی فلسطین و انتفاضه، مروری کوتاه بر پیشینه روابط ایران و اسرائیل ضروری است.

یک سال پس از تأسیس اسرائیل، نخست وزیر ایران، رژیم اشغال گر قدس را به گونه «دو فاکتو»(28) به رسمیت شناخت. در جریان نهضت ملی شدن نفت، همکاری دو کشور ایران و اسرائیل قطع شد، اما محمدرضا پهلوی در 1333 ش. دستور بر قراری همکاری و انعقاد نخستین قرارداد فروش نفت به اسرائیل را صادر کرد. این قرارداد نفتی، در 1336 ش. علنی شد و میزان صادرات نفت به اسرائیل طی سه سال پس از قرارداد به دو برابر افزایش یافت. با این حال، سطح همکاری های دو کشور، پیش از 1337 ش. محدود به همکاری های نفتی و اطلاعاتی بود. پس از 1337 ش. با خطری که اسرائیل و ایران از اتحاد مصر و سوریه (جمهوری عربی متحده) احساس می کردند، به توسعه روابط سیاسی با یکدیگر پرداختند و هم از این رو، در 1337 ش. نخستین نماینده سیاسی اسرائیل وارد تهران شد و یک سال بعد، دفتر سیاسی ایران در تل آویو گشایش یافت. سرانجام، شاه ایران در سال های پایانی دهه 30 ش. در مصاحبه با سردبیر روزنامه کیهان، اسرائیل را تلویحا به رسمیت شناخت.

با روی کار آمدن هویدا در ایران (نخست وزیر) و سفر رئیس ستاد ارتش (عزروایزمن) و نخست وزیر اسرائیل (لوی اشکول) به ایران روابط دو کشور گسترش یافت. شاه در 1346 ش. از کشورهای عرب درخواست کرد که موجودیت اسرائیل را به رسمیت بشناسند. در 1348 ش. شرکت نفت ماورای آسیا برای تأمین نفت مصرفی اسرائیل و صادرات نفت ایران به اروپا، تأسیس شد. در همین سال شاه در مصاحبه با یک خبرنگار انگلیسی، آشکارا موجودیت اسرائیل را پذیرفت. افزون بر این، ایران در نزدیک شدن مصر به اسرائیل و انعقاد قرارداد کمپ دیوید سهمی مهم داشته است.

همکاری رژیم شاه با اسرائیل با اعتراض روحانیون (مانند آیت اللّه کاشانی)، گروه های سیاسی (فداییان اسلام) و فلسطینیان و به ویژه مخالفت آشکار امام خمینی قدس سره رو به رو بود. شناسایی اسرائیل از سوی شاه نیز به واکنش آیت اللّه کاشانی،شیخ شلتوت (رئیس الازهر مصر) و آیت اللّه بروجردی و قطع رابطه مصر با ایران انجامید. با ورود امام خمینی قدس سره به عرصه مبارزه سیاسی علیه شاه فضای ضد اسرائیلی در ایران گسترش یافت. امام خمینی قدس سره در سخنرانی عصر عاشورای 1342 ش. به شاه و اسرائیل یورش برد، در 1343 ش. تمام گرفتاری های ملت ایران را ناشی از اسرائیل خواند، در 1347 ش. حکم جواز صرف بخشی از حقوق شرعیه (زکوات و صدقات) را برای تسلیح و مجهز ساختن مجاهدان فلسطین صادر کرد، در 1352 ش. از کشورهای درگیر با اسرائیل خواست که با استواری نبرد با اسرائیل را ادامه دهند و در 1357 ش. یکی از علل پیروزی انقلاب اسلامی را حمایت های بی حد و حصر رژیم پهلوی از اسرائیل دانست. شاید از این رو بوده که شهید فتحی شقاقی دبیر کل پیشین جنبش جهاد اسلامی فلسطین، گفت: «خطرناک ترین قضیّه قرن (= مسأله فلسطین) در صدر اهتمامات ابر مرد قرن (= امام خمینی قدس سره )قرار داشت «.

نامشروع بودن اسرائیل

در آغاز سال 1357 ش. نزدیک به بیست سال بود که امام خمینی قدس سره از نامشروع بودن اسرائیل سخن می گفت. ملت ایران نیز برخلاف خواست رژیم ستم شاهی، از اسرائیل و عمّال آن متنفّر بود و تحت زعامت و رهبری امام خمینی قدس سره هر گونه رابطه تجاری و سیاسی با آن رژیم را حرام و مخالف با اسلام می دانست. افزون بر این، ملت ایران، اسرائیل را به رسمیت نمی شناخت و هیچ حقی نیز برای موجودیت آن دولت قائل نبود. سرانجام، نامشروع دانستن اسرائیل و دیگر مواضع ضد اسرائیلی نهضت اسلامی ایرانیان چنان گسترش یافت که این موضوع به یکی از زمینه های تحقق پیروزی انقلاب مبدّل شد. امام خمینی قدس سره در این باره فرمود:

یکی از علل قیام مردم مسلمان ایران علیه شاه، حمایت بی دریغ او از اسرائیل غاصب است... (بنابراین) یکی از جهاتی که ما را در مقابل شاه قرار داده است، کمک او به اسرائیل است.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی اسرائیل در دیدگاه ایرانیان، هم چنان صهیونیسم کافر، صهیونیست تبهکار، دولت غاصب، جرثومه فساد و غدّه سرطانی بود. از این رو، کمتر از یک هفته پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، امام خمینی قدس سره در دیدار با مقامامت بلند پایه فلسطینی با شعار «امروز ایران، فردا فلسطین» اولویت سیاست خارجی ایران اسلامی را مشخص کرد. امام خمینی قدس سره طرفداری از طرح استقلال و شناسایی اسرائیل را برای مسلمانان یک فاجعه می دانست، و مخالفت با آن را فریضه ای بزرگ بر می شمرد. آن امام بزرگ از یک سو مسلمانان را به مبارزه علیه اسرائیل فرا می خواند و به صراحت می گفت: «اسرائیل باید از صفحه روزگار محو شود.» و از سویی دیگر، به همه کسانی که در پی شناسایی اسرائیل بودند، هشدار می داد که از تأدیب ملت ایران بترسند.

روابط ایران با گروه و حرکت های فلسطینی، بر پایه مواضع آنان در قبال موجودیت اسرائیل قرار دارد. حمایت ساف در جنگ تحمیلی از رژیم عراق و سازمان منافقین، اگر چه به کاهش روابط ایران و ساف انجامید، هیچ گاه منجر به قطع روابط و یا عدم پذیرش ساف به عنوان تنها نماینده رسمی مردم فلسطین نشد. اما از هنگامی که ساف از موضع نامشروع دانستن اسرائیل دست برداشت و شعار مبارزه مسلحانه ضد اسرائیل را از منشور ملی فلسطین حذف کرد، دیگر ایران، آن سازمان را به عنوان تنها نماینده فلسطین به رسمیت نمی شناسد، و در برابر، قیام خود جوش انتفاضه، که بر پایه رد موجودیت اسرائیل شکل گرفته است، از همان آغاز مورد حمایت رهبر، دولت و مردم ایران بوده است به گونه ای که جهانیان، ایران اسلامی را تنها حامی و پیشتیبان راستین آن می دانند.

تجدید حیات اسلام در فلسطین

تجدید حیات اسلام در جهان و به ویژه در فلسطین مرهون انقلاب اسلامی است. همچنین، سهمی توجه برانگیز از تجدید حیات اسلام در فلسطین متأثر از اقدامات جمهوری اسلامی ایران در باره فلسطین است که پذیرش مقامات بلند پایه فلسطینی در روزهای آغازین پیروزی انقلاب اسلامی، تبدیل کنسول گری اسرائیل به سفارت فلسطین، اعطای لقب سفیر به نماینده ساف در ایران، اعلام آخرین جمعه ماه مبارک رمضان(42) به عنوان روز جهانی قدس، ارائه کمک های مالی و انسان دوستانه، حمایت ها و پشتیبانی های دیپلماتیک و سیاسی از جنبش فلسطین، مخالفت با طرح های سازش و صلح خاورمیانه، تأسیس صندوق حمایت از مردم فلسطین بخشی از این اقدامات به شمار می رود.

انقلاب اسلامی ایران انگیزه اصلی خیزش و رستاخیز اسلامی در فلسطین اشغالی، به ویژه در نوار غزّه و کرانه باختری رود اردن محسوب می شود. شیخ عبدالعزیز عوده، رهبر معنوی جنبش جهاد اسلامی، می گوید: «انقلاب (امام) خمینی مهم ترین و جدیدترین تلاش در بیدار سازی اسلامی برای اتحاد ملت های مسلمان بود.» و نیز برژینسکی، مشاور امنیت ملی دولت کارتر می نویسد: «تجدید حیات اسلام بنیادگرا در سراسر منطقه با سقوط شاه و تشنجات ناشی از ایران امام خمینی، یک مخاطره مستمر برای منافع ما در منطقه ای که حیات جهان غرب کاملاً به آن وابسته است، ایجاد کرده است.

بنابراین، انقلاب اسلامی برداشتی نوین از اسلام و قرآن در جوامع اسلامی و نیز در جامعه سنّی مذهب فلسطین پدید آورد؛ چنان که روند مخالفت با دولت های فاسد و سرکوب گر را تشدید کرد، به مبارزه آشکار علیه آموزه های تحمیلی ضد دینی دامن زد، تلاش برای تحقق برابری و عدالت اجتماعی را شدت بخشید، واکنش مسلمانان در برابر غرب و غرب زدگی را توسعه داد و یأس و ناامیدی سال های پایانی دهه 70 م./ 50 ش. را از میان برد. یکی از مهم ترین علت های ناکامی ساف در مبارزات ضد اسرائیلی نیز برخوردار نبودن از درک شرایط نوینی بوده است که انقلاب اسلامی در جهان آفرید. ولی به عکس ساف، حرکت اسلامی نوین فلسطین، شیوه های انقلاب اسلامی را مبنای مبارزات ضد صهیونیستی خویش قرار داده است. شیخ اسعد تمیمی، از رهبران جنبش فلسطینی، بر آن است که تا زمان انقلاب ایران، اسلام از عرصه نبرد اعراب علیه اسرائیل غایب بود و حتی مسلمانان در عرصه واژگان، مثلاً به جای واژه «جهاد» از واژه هایی همچون «نضال» (= مبارزه) و «کفاح» (= پیکار) بهره می جستند و انقلاب ایران، این حقیقت را که «اسلام راه حل و جهاد وسیله اصلی است» به سرزمین فلسطین رهنمون شد. شیخ عبداللّه شامی، چهره برجسته اصول گرای فلسطینی می گوید: پیروزی انقلاب اسلامی در ایران اثری ژرف بر انقلاب و بر مردم فلسطین داشته است و پس از آن مردم فلسطین دریافتند که برای آزادی فلسطین به قرآن و سلاح نیازمندند. این اندیشه، نخست در حرکت جهاد اسلامی فلسطین راه یافت و سپس همین سازمان بذر آن را در سرزمین فلسطین افشاند.

انقلاب اسلامی و فلسطین امروز

علامه محمد حسین فضل الله، روحانی برجسته لبنانی در کنگره بین المللی فلسطین که در تهران برپاشد این واقعیت انکارناپذیر رامطرح کرد که:

«جمهوری اسلامی ایران تنها دولت جهان اسلام است که بطور رسمی مخالف وجود اسرائیل در هر شکل و هر صورت است زیرا بر مبنای رهنمودهای امام خمینی اسرائیل را غده سرطانی می داند که باید ازجسم امت اسلامی زدوده شود و لذا استراتژی اسلامی جمهوری اسلامی مبتنی بر تلاش همه جانبه برای حمایت از فلسطین در زمینه های سیاسی، نظامی، امنیتی و اقتصادی است و این موضعی است که بایدتمام نیروهای آزادی بخش مسلمان و عرب، جنبشی ها، احزاب وشخصیت های سیاسی تحت لوای رهبری، رهبر بزرگ دنیای اسلام، حضرت آیه الله خامنه ای که در خط امام خمینی حرکت می کند با آن همراه شوند» .

یکی از رهبران سازمان جهاد اسلامی در این باره می گوید: «انقلاب ایران بود که عصر جدیدی را پیش روی ما گذاشت و موجب شد که به مسأله فلسطین تنها از زوایه خاص اسلام نگاه کنیم». از این رو، آنان امام خمینی قدس سره را رهبر خود و انقلاب اسلامی را تنها وسیله برای نجات فلسطین می دانند. هانی الحسن، نخستین سفیر ساف در تهران می گوید: «ما فرزندان یک انقلاب هستیم و رهبرمان یکی است و او امام خمینی است.» و یاسر عرفات در این باره می گوید، «به نظر می رسد که سرنوشت، چنین حتم کرده که بیت المقدس به دست مردم غیر عرب آزاد شود». البته اکنون، این دو، مواضع خود را تغییر داده اند.

تأثیر انقلاب اسلامی بر فلسطین به آنچه گذشت پایان نمی یابد، بلکه به موارد دیگر نیز می توان اشاره کرد که عبارتند از:

1- نظام اسلامی، که پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران شکل گرفت، به صورت بهترین نمونه و مهم ترین خواسته سیاسی مبارزان مسلمان فلسطینی در آمده است. این مبارزان برای بر پایی حکومت اسلامی، به شیوه های قهرآمیز و مسلحانه (مانند جنبش جهاد اسلامی) و یا راه های مسالمت جویانه (چون حماس) روی آوده اند. البته، این بدان معنا نیست که همه مبارزان فلسطینی آشکارا خواهان حکومت اسلامی اند، بلکه برخی از گروهای فلسطینی در پی اجرای شریعت اسلامی اند ، نه استقرار حکومت اسلامی.

2- جنبش اسلامی فلسطین، همانند انقلاب اسلامی ایران، از مسجد و اماکن دینی سرچشمه می گیرد و به همان جا ختم می شود. حتی دانشجویان انقلابی، حرکت های ضد صهیونیستی خود را از مسجدِ دانشگاه ها سامان می دهند. بدین سان، مساجد رونقی تازه یافته و اجتماع نمازگزاران در مساجد افزون گشته ومساجد به مرکز مخالفت های ضد اسرائیلی تبدیل شده اند و از این روست که انتفاضه را «انقلاب مساجد» نیز گفته اند.

3- امروزه پیروان انقلاب اسلامی بر لزوم وحدت همه قشرها و مذاهب برای نیل به پیروزی در جنبش اسلامی فلسطین پای می فشارند انقلاب اسلامی ایران به پیروزی از اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله و انتفاضه به تأثیر از انقلاب اسلامی، وحدت را ابزار کارآمد برای نیل به پیروزی می دانند و از این رو، بر جنبه های اختلاف برانگیز پای نمی فشارند. در واقع، مسلمانان به توانایی اسلام در بسیج عمومی آگاه شده و به ناکارایی شیوه های روشنفکرنمایان غرب زده برای نجات فلسطین پی برده اند.

4- تولّد و موجودیت برخی گروه های مبارزه فلسطین، چون جهاد اسلامی و حماس، وامدار انقلاب اسلامی است. این گروه ها از اخوان المسلمین مصر به دلیل رکود، رخوت و موضع انفعالی اش جدا شدند، تا با جذب و سازماندهی نوینی به مبارزه نظامی و سیاسی علیه اسرائیل بپردازند. با این حال، اخوان المسلمین فلسطین نیز که از شیوه ای مسالمت جویانه پیروی کرده است، به تأثیر از انقلاب اسلامی، فعّالیت های فرهنگی، دینی و اجتماعی خویش را افزایش داده است.