X
تبلیغات
رایتل
پنج‌شنبه 11 شهریور‌ماه سال 1389

قبله ی اول

این مقاله رو به مناسبت روز قدس نوشتم که به علت طولانی بودن ، آن را به چند بخش تقسیم کردم : 

مقدمه :

هان ای مسلمانان جهان و مستضعفان گیتی ، بپاخیزید و مقدرات خود را به دست گیرید .

... تا کی باید قدس شما در زیر چکمه تفاله های امریکا ، اسرائیل غاصب پایکوب شود ؟

این مقاله در برگیرنده مطالبی درباره تشکیل صهیونیسم ، چشم انداز بحران فلسطین(نگاه به جریان های موجود در فلسطین) ، واکاوی جنگ 33 روزه لبنان ، مواضع قاطع حضرت امام خمینی(ره) در مورد فلسطین و بازتاب جهانی اعلام روز قدس توسط آن بزرگوار ، فلسطین در بیان مبارک رهبر فرزانه انقلاب اسلامی امام خامنه ای (حفظه الله تعالی) ، مروری بر سوالات تاریخی و البته بدون جواب رئیس جمهور در مورد هلوکاست ، انتفاضه و مفهوم آن و همچنین تاثیر انقلاب اسلامی بر انتفاضه و در نهایت نگاهی به وقایع روز قدس 88 و رسوایی دیگری برای جریان نفاق داخل کشور می باشد .

روز قدس روزی است که باید به همه ابرقدرت ها هشدار داد که باید دست خود را از روی مستضعفین بردارید و سر جای خود بنشینید .

 

 

بخش ها :  

 تشکیل صهیونیسم  

 

چشم انداز بحران فلسطین 

 

واکاوی جنگ 33 روزه رژیم صهیونیستی علیه حزب الله لبنان  

 

 

امام خمینی(ره) و فلسطین (مهمترین بخش مقاله)   

 

فلسطین در بیان مبارک مقام معظم رهبری   

احمدی نژاد ، سیاست ضد صهیونیستی و سوالات تاریخی  

 

انتفاضه 

 

  

 

 

مقاله کامل در ادامه مطلب

 

منابع

1-     صحیفه امام خمینی

2-     مستند شاخص

3-     سایت بچه های قلم

4-     خبرگزاری قدس

5-     سایت حوزه  

 

قسمتی ازمقاله در 598 : http://598.ir/View.aspx?id=4987


با خون خود نوشتیم یا مرگ یا فلسطین

قدس 88  

 

 

 

قبله اول

مقدمه :

هان ای مسلمانان جهان و مستضعفان گیتی ، بپاخیزید و مقدرات خود را به دست گیرید .

... تا کی باید قدس شما در زیر چکمه تفاله های امریکا ، اسرائیل غاصب پایکوب شود ؟

این مقاله در برگیرنده مطالبی درباره تشکیل صهیونیسم ، چشم انداز بحران فلسطین(نگاه به جریان های موجود در فلسطین) ، واکاوی جنگ 33 روزه لبنان ، مواضع قاطع حضرت امام خمینی(ره) در مورد فلسطین و بازتاب جهانی اعلام روز قدس توسط آن بزرگوار ، فلسطین در بیان مبارک رهبر فرزانه انقلاب اسلامی امام خامنه ای (حفظه الله تعالی) ، مروری بر سوالات تاریخی و البته بدون جواب رئیس جمهور در مورد هلوکاست ، انتفاضه و مفهوم آن و همچنین تاثیر انقلاب اسلامی بر انتفاضه و در نهایت نگاهی به وقایع روز قدس 88 و رسوایی دیگری برای جریان نفاق داخل کشور می باشد .

روز قدس روزی است که باید به همه ابرقدرت ها هشدار داد که باید دست خود را از روی مستضعفین بردارید و سر جای خود بنشینید .

تشکیل صهیونیسم :

بسیاری از حوادثی که در جهان، چه در گذشته، چه در حال و چه آینده شکل گرفته و خواهد گرفت، به گونه ای با صهیونیسم در ارتباط است واز این جهت شناخت صهیونیسم جهانی نه تنها لازم، بلکه مقدمه ای برای رویا رویی با دشمن صهیونیست است. صهیونیسم پدیده ای است که جهان حداقل یک قرن با آن آشناست و شکل سازمان یافته خود را در قالب دولت اسرائیل بیش از نیم قرن به مردم جهان نمایانده است و هر سال که از تشکیل آن می گذرد، تبعات شوم بیشتری برای جهان به ویژه جهان اسلام آشکار می شود. در نیمه دوم قرن نوزدهم برای اولین بار ناشان برنابان موضوع صهیون را مطرح کرد در راستای اعتقاد به مسیح موعود که از کوه صهیون در حومه بیت المقدس ظهور خواهد کرد . ولازمه ظهور مسیح موعود با ایجاد بستر و زمینه مناسب بود ، نتیجه آن ایجاد یک وطن از یهودیان در این منطقه است و با توجه به پیشینه تاریخ یهود که تصور می کنند که دولتی در زمان حضرت داوود و سلیمان در این منطقه برای خود داشتند به همین دلیل و در راستای تفکر قبل این حرکت جرقه خورد .شتاب این روند در زمانی آغاز شد که ادیبان یهود به صورت مکتوب به بیان وضعیت اسفبار یهودیان جهان که مورد اذیت و آزار قرار می گرفتند پرداختند و تنها راه رهایی را در ایجاد وطنی برای یهودیان بیان کردند. جنبش صهیونیسم برای آنکه بتواند به هدف خود برسد مراحلی را شکل داد، که 5 مرحله است و نه به صورت پروسه های زمانی بلکه 5 شیوه و جریان در کنار هم.
1-
زمینه سازی برای ایجاد اندیشه بازگشت به سرزمین موعود و ارض فلسطین .
2-
مطالعه و بررسی مکان مناسب برای تشکیل دولت ملی یهود.
3-
کلونی سازی و ایجاد شهرک و مستعمره های یهودی نشین در سرزمین فلسطین .
4-
ایجاد جنبش های بازگشت یا جنبش هایی که کار انتقال یهودیان سرزمین مورد ادعای صهیونیسم را انجام دهد. آنها را اسکان دهد و در سرزمین فلسطین، دولت یهود را تشکیل دهد.
5-
فعالیتی که همچنان ادامه دارد تسلط بر بحث رسانه و تاثیر تبلیغات و رسانه های گروهی جهان. از اواسط قرن 19 در اولین فعالیت جنبش جهانی صهیونیسم در غالب ادبیات برای اولین بار در قالب آثار ادبی، اشعار، وقایع نگاری و کتابهایی که تدوین می کردند آغاز شد. صهیونیسم ادبی مشتکل از یهود و مسیحیت پروتستانتیزم در غالب نوشته هایی به بیان وضع نامطلوب یهودیان سراسر جهان و تاکید بر شکل گیری وطن یهودی پرداخت.

" مارتین لوتر " بنیانگذار مذهب پروتستان بود فرقه ای که آن را "مسیحیت صهیونیسم" می توان نام نهاد و باید گفت غالب کسانی که راجع به این مسئله و ضرورت و چگونگی تشکیل دولت یهود برای یهودی ها کتاب می نوشتند یهودی نبودند بلکه کسانی بودند که آن را مسیحیان صهیونیست میتوان نامید . اعتقاد آنان بر این است که از شر یهودیان خلاص می شوند ، باید دولتی یهودی در آن منطقه ایجاد شود و آنها به منطقه مورد نظر انتقال یابند. مسیحیان صهیونیسم همان مسیحیانی هستند که مذهبشان پروتستان بود و معتقد بودند که شرط ظهور حضرت میسح از کوه صهیون دارای 3 مقدمه است :
1-
تشکیل اسرائیل بزرگ ( نیل تا فرات) ( دولت یهودی )
2-
تخریب بیت المقدس و تجدید بنای معبد سلیمان
3-
وقوع نبرد آرماگدون ( آرمجدون)

موسی هنمیس 1862 . م در کتاب روم و قدس اولین استارت ضرورت مهاجرت یهودیان را به صورت دسته جمعی زد.لئوپیسنکر : وی که به عنوان پدر معنوی صهیونیسم نامبرده می شود. در سال 1882 م در کتاب خودمختاری به بیان این مطالب پرداخت که این کتاب مهم ترین کتاب بعد از تورات و تلمود برای یهودیان است. بخشی از کتاب خودمختاری :
«
ما همچون ملل دیگر به حساب نمی آئیم ما هیچ رأیی در بین ملتها حتی در امور مربوط به خود نداریم و سرزمین پدرانمان برای ما بیگانه است ( فلسطین ) . هستی ما آوارگی است لذا همبستگی ما سلاح اول ماست دفاع ما فراز و نشیب است آفرینش ما تقلید از دیگران است. .. و آینده هیچ مسئولیت پستی را برای ما مشخص نمی کند، و تضمین نمی کند و حال آنکه این همه از آن ملتی است که قهرمانانی چون مکائبی ها را دارا بوده است.جهان، یهودی ها را تحقیر می کند زیرا ملتی را تشکیل نمی دهند تنها راه گشایش این مسئله همانا تشکیل ملت یهودی است تا مردم در میهن ویژه خویش زندگی کنند. »در سال 1895 م تئودور هرتصل روزنامه نگار، اتریشی یهودی تبار کتاب "دولت یهود" را مکتوب کرد و به بیان ضرورت تشکیل دولت ملی یهود پرداخت و در اینجا عملا صهیونیسم سیاسی آغاز شد. این زمان گذر از مرحله اول یعنی زمینه سازی و بسترسازی فرهنگی برای انتقال یهودیان به فلسطین بود. در مرحله دوم انجمن ها و جمعیت های مختلفی در آمریکا، انگلیس ، فرانسه تشکیل شد در جهت شناسایی سرزمین مناسب برای تشکیل دولت یهود. انجمن کتاب مقدس- کانون فلسطین 1802 م در انگلیس- انجمن صندوق پژوهش در 1865 م عمده فعالیت آنها تحت نظر یهودیان بود از جمله موسی هیه مونته فیوری 1874-1827 بسیار در جهت کلونی سازی در فلسطین فعالیت کرد و فرد دیگری به نام "بارون دوحه ریش" که فعالیتش را بر آرژانتین متمرکز کرد. آرژانتین و آفریقا به دلیل نداشتن پیشینه تاریخی و انگیزه دینی رد شدند و فلسطین به 3 دلیل برگزیده شد :
1)
انگیزه دینی : در اسفارِ تورات به سرزمین شیر و عسل وعده داده شده بود.
2)
بحث تاریخی : ( سرزمین توراتی و تاریخی عبرانی ها) که حضرت موسی(ع) به آنها این سرزمین وعده داده است و حکومت پیامبران بنی اسرائیلف حضرت داود و سلیمان که 80 سال در این منطقه طول کشیده بود.
3)
لولای سه قاره : ویژگی جغرافیایی نظامی و موقعیت سوق الجیشی و بسیار استراتژیک که هر کس در اینجا مستقر شود می تواند بر دریای مدیترانه که حلقه وصل 3 قاره است مسلط می شود. و به دلیل اینکه این منطقه مستعمره انگلستان بود و راه نفوذ از طریق انگلستان بر این سرزمین هموار می شد. موسی هیه مونته فیوری در سفرهای متعدد هزینه زیادی خرج کرد تا بتواند سرزمین فلسطین را به گونه ای به تصاحب یهودی ها در بیاورد وی رئیس مجلس ملی یهود و انگلیس بود و سعی کرد فعالیت اصلی خود را برای تشکیل وطن ملی یهود در فلسطین بگذارد بدین ترتیب کلنی سازی در سایر جاها قطع شد و به سمت فلسطین رفت. بدین ترتیب مرحله سوم کلنی سازی و شهرک سازی شکل گرفت. فرایند انتقال آغاز شد و از اواسط قرن 19 میلادی و این روند خود به خود شتاب گرفت. تمام این مراحل پیش از صهیونیسم سیاسی و دولت سیاسی صهیونیسم بود . سپس در مرحله چهارم که سازمان دادن و شکل دادن به جنبش هایی در جهت کوچ دادن یهودیان جهان به فلسطین بود ، تشکیل جنبش های بازگشت آغاز شد :
1-
عشاق صهیون ، دوست داران یهود ( پس از قتل عام یهودیان روس آغاز شد) ( 1882 م در اروپای شرقی) و با سرمایه گذاری یهودیان اولین مهاجرت بزرگ و سازماندهی شدة یهودیان ، توسط این جنبش آغاز شد. جنبش پیلو : در اروپا شاخه های خود را گسترش داد و 2 سال بعد از عشاق صهیون شکل گرفت. و به تهییج و تحریک یهودیان برای بازگشت اقدام کرد.و در آخر مرحله پنجم ؛ با تسلط بر بحث رسانه و تاثیر بر تبلیغات جهان بود که از ابتدای فعالیت آنها این روند آغاز شد که در جهت تسلط بر فرهنگ و افکار ملتها شکل گرفت. بدین ترتیب 5 مرحله پیش از بنیانگذاری صهونیست سیاسی سپری شد و در سال 1897 .م. تئودور هرتصل تلاش سازمان یافته صهونیسم را آغاز کرد و رهبران یهودی و پیشگامان صهونیسم را در کنگره بال سوئیس جمع کرد ، با 2 هدف :
1-
براندازی کلیه دولتهای مخالف صهونیسم در جهان.
2-
تشکیل اسرائیل در لولای سه قاره . وی به تدوین برنامه ایی با عنوان پروتکل های صهونیست پرداخت و برنامه هایی در حوزه های هنری رسانه، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و ... منتشر کرد و به اجرا در آورد. چند ماه پس از کنگره ، هرتصل رهبر جنبش اعلام کرد : « اگر ما به جهانیان بگویئم دولت اسرائیل را ایجاد کرده ایم ممکن است به ما بخندند و 5 سال دیگر نیز؛ اما در 5 سال آینده قطعا" این دولت را خواهند دید و دقیقا" 50 سال بعد در سال 1948 رژیم صهونیستی تشکیل شد. »البته لازم به ذکر است که هرتصل تنها مهره ای در دست زرسالاران یهود بود و در واقع 50 سال قبل ، بارون روچیلد قول تشکیل یک دولت یهودی را از نخست وزیر انگلیس گرفته بود. یهودی ها در اقدام بعدی باید یهودیان ساکن فلسطین را افزایش می دادند تا ایجاد وطن و دولت یهودی تحقق یابد.

در سال 1171 .م. فقط 1440 یهودی در فلسطین زندگی می کردند در 1264 .م. 2 خانواده یهودی فقط در بیت المقدس بودند. آغاز قرن 19 تعداد یهودیان در فلسطین هشت هزار نفر بود. در سال 1845 یازده هزار نفر در 1880 حدود بیست هزار تن و در 1917 بالفور وزیر امور خارجه انگلیس ، و سران دولت انگلستان قول مساعدی را مبنی بر تشکیل دولت صهیونیستی به خاندان ثروتند یهودی روچیلد داده بودند بالاخره ÷س از مذاکرات متعددی که میان یهودیان و انگلیسی هاغ صورت گرفت ، انگلیس رسما اعلام کرد که سرزمین فلسطین را به یهودیان واگذار می کند و بدین ترتیب اعلامیه بالفور از سوی وزیر خارجه انگلیس برای تشکیل وطن ملی یهود صادر شد . این در حالیست که در آن سال 10% جمعیت فلسطین را یهودیان تشکیل می دادند . شمار مهاجرانی که از ابتدای قرن 19 میلادی تا پیش از تشکیل دولت ، قیمومیت انگلیس در فلسطین- یعنی طی 35 سال به واسطه جنبش های بازگشت به فلسطین رفتند ، بیش از 25 هزار نفر نبوده اند و پس از تشکیل این دولت در عرض 4 سال ، 25 هزار یهودی به کمک آژانس یهودی وارد این سرزمین شدند و پس از ده سال از تشکیل قیمومیت انگلستان حدود صد هزار نفر و پس از 17 سال به دویست و پنجاه هزار نفر رسید . وقتی استعمار انگلیس وارد فلسطین شد ، تنها 56 هزار یهودی در فلسطین بودند اما وقتی پس از سی سال استعمار انگلیس خارج شد حدود هفتصد هزار یهودی در اسرائیل اسکان داده شده بودند و این چیزی حدود یک سوم جمعیت فلسطین در آن زمان بود. یعنی شمار یهودی ها در خلال سالهای اشغال 12 برابر شده بود. این تعداد پس از تشکیل رژیم صهونیستی 5/2 میلیون و هم اکنون 5/4 میلیون است . جنبش جهانی صهیونیسم پس از تشکیل ، دست به چند اقدام زد : اول هرتصل تصمیم گرفت که با سلطان عبدالحمید برای بدست آوردن ارض فلسطین چانه زنی کند . با وعهده اینکه تمام قروض عثمانی را بپردازد . پادشاه عثمانی نپذیرفت . سپس با آلمان رایزنی کرد آلمان نیز به دلیل چهره مخربی که یهود بین جوامع داشت حاضر به همکاری نشد تا اینکه با شروع جنگ جهانی اول در سال 1914 میلادی جنبش جهانی صهیونیسم وارد فرآیند جدیدی شد که تحت عنوان لشگر هالنبی اول به صفوف نیروهای انگلیس پیوستند و به تدریج اعضای جنبش هایی مثل جنبش عشاق صهیون داوطلبانه آموزش دیدند و تحت عنوان هالنبی به سرزمین فلسطین آمدند . در حقیقت اولین سکانی که تحت عنوان مهاجرین یهودی به سرزمین فلسطین گام نهادند ، نه یهودی هایی بودند که از ظلم و ستم روس ها یا اروپای شرقی رها شدند ، بلکه جنگجویانی بودند که قرار بود زمینه مناسبی برای انتقال و اسکان یهود به این سرزمین را فراهم کنند. در همان ابتدا دو جنبش تروریستی تحت عنوان هاگانا و هاشومیر تشکیل دادند و جنبش های بعدی هم تحت عنوان اشترن و ایرگون تشکیل شد. این چند جنبش صهیونیسم وظیفه اصلی شان انتقال یهودی ها از کشورهای اروپایی به سرزمین فلسطین با حمایت مالی آژانس یهود بود. پس از تشکیل این جنبش ها آژانس یهود فرماندهی جنبش های صهونیستی را به عهده گرفت که پشتیبانی مالی و برنامه ریزی را انجام می داد. یهودیان به این سرزمین منتقل و اسکان داده می شدند. موضوع قابل تأمل در این برهه این است که آیا یهودی ها سرزمین فلسطین را خریدند یا نه ؟
یهودیان سعی کردند با توطئه های مختلف سرزمین های فلسطینی ها بخرند. ولی فلسطینی ها چون می دانستند آنها یهودی هستند ، به آنها زمین نمی فروختند . در نهایت با واسطه های مختلف تنها قادر به خرید 1 تا 3 درصد از این اراضی شدند. هنگامی که توطئه اسرائیلی ها بر ملا شد . تمام فلسطین حکم به تحریم فروش اراضی دادند و اعلام کردند هر کس زمینش را به یهودی ها بفروشد خونش جایز است . لذا دیگر زمینی فروخته نشد و صهونیستها در زمان تشکیل دولت غیر متحد انگلیس در سال 1922 میلادی فقط چیزی در حدود 5/2 درصد از این سرزمینهای فلسطین را تحت تملک داشتند در حالیکه در سال 1948 میلادی همزمان با خروج نیروهای انگلیسی از این مناطق خارج شدند ، 6 درصد از مجموع کل زمینها را از فلسطینیها خریده بودند. و 94 درصد متعلق به فلسطینی ها بود. یکی از شیوه های جنبش های صهونیستی ایجاد اقدامات تروریستی و ایجاد رعب و وحشت بود. در کنار اقدامات تروریستی رژیم صهونیستی ناگزیر بود زمینه های بین المللی تشکیل دولت یهود را در فلسطین ایجاد کند . انگلیسی ها در جهت حمایت تشکیل دولت یهود اقدام به صدور اعلامیه هایی کردند و کتاب هایی نوشتند که عمده آنها توسط دولت قیمومیت انگلیس صورت گرفت که با صدور اعلامیه بالفور در سال 1917 میلادی کامل شد. پس از آن با کنگره یهود و انگلیس و جاهای مختلف، سازمان یافته تر شد. از جمله اقدامات دولت انگلیس، تدوین کتاب سفید در سال 1930 با طرح مجلس قانون انگلیس در سال 1935 و کتاب سفید، کتاب سیاه در 1946 بود و به تدریج سعی کردند که این بستر بین المللی را فراهم بکنند که دولت صهیونیسم
در فلسطین تشکیل شود . در کنا راین فعالیت ها معاهده تقسیم فلسطین در سال 1947 میلادی توسط سازمان ملل متحد صادر شد. معاهده ای که به 181 معروف است و در 29 نوامبر 1947 تصویب شد. این تصمیم سازمان ملل به دلیل فشار انگلیس و آمریکا بود. در این عهد نامه 2 دولت در فلسطین شکل گرفت. دولت یهود و دولت فلسطین که 88/44% به کشور عربی و 74/56 درصد به کشور یهودی تعلق گرفت. و منطقه بیت المقدس بی طرف و بین المللی اعلام شد. این عهد نامه در حالی تصویب شد که تنها 6 درصد از اراضی فلسطین توسط یهودیان خریداری شده بود. اینکه آیا سازمان متحد می توانست این قطعنامه را اجرا کند یا نه بحث های حقوقی مختلف دارد. اما از لحاظ حقوقی سازمان ملل متحد نمی توانست چنین عهدنامه ای صادر کند زیرا هیچ مبنایی وجود ندارد که بتوان یک سرزمین را که دارای مرز مشخص است بر خلاف تمایل ساکنین آن واگذار کرد. لذا از همان زمان زمزمه های تقسیم فلسطین توسط یهود آغاز شد و با کمک انگلیسی ها مسلح شدند . پس از صدور قطعنامه 181 فلسطین ؛ شدت سرکوب توسط انگلیس چنان بود که فردی که یک چاقو داشت به عنوان حمل اسلحه به اعدام محکوم می شد ولی خود انگلیس ، یهودی ها را سازمان دهی و مسلح می کرد و آموزش می داد و هنگامی که قرار شد یهودیان از اراضی عرب نشین خارج شود عهدنامه را نقض کرده و از آن منطقه خارج نشدند و لی اعراب مسلمان فلسطین ، از مناطق یهودی نشین خارج شدند و در سال 1948 که دولت یهودی در آن منطقه شکل گرفت فردی بنام بن گوریون اولین نخست وزیر این دولت بود .

دلایل انتخاب فلسطین برای تشکیل اسرائیل

 

سران یهود وقتی می دیدند که در نیمه قرن 19 ، اغلب سرمایه های اروپا و بلکه جهان استعمارزده در اختیار آنها و تشکیلات عظیم و جهانی فراماسونری تابع آنهاست و دولتهای بزرگ و قدرتمند عالم ، کارگزار سیاستهای آنها شده اند ، تصمیم گرفتند که هدف نهایی خود، یعنی تشکیل حکومت جهانی یهود را عملی نمایند اینجانب سرزمین فلسطین در ابتدا از آن جهت روی دارد که در واقع سرزمین فلسطین از نظر استراتژیکی و بین المللی نقطه شروع حرکت به سوی حکومت جهانی است . و این اولین دلیل انتخاب این سرزمین برای تشکیل دولت اسرائیل بود . فلسطین به دلیل آنکه محل اتصال سه قاره اروپا ، آفریقا ، آسیا می باشد در طول تاریخ تمام قدرتهای جهان درصد تسلط بر این منطقه بوده اند و هر قدرتی که بر آن سیطره پیدا می کرد از دست بالا و قدرت و نفوذ
فوق العاده ای بر خوردار میباشد و در سیاست جهانی نقش اساسی ایفا می کرده است . انتخاب این منطقه تنها به موقعیت سوق الجیشی و استراتژیک آن محدود نمی شود بلکه از نظر اقلیمی این منطقه از آب و هوای بسیار ملایم و مناسبی بر خوردار است همچنین محل ظهور و بروز ادیان الهی بسیاری در طول تاریخ بوده است و از نظر دینی و تاریخی حایز اهمیت ویژه ای است و به خصوص یهودیان که پیامبرانشان در این سرزمین سالها حکومت دینی تشکیل داده اند و تورات این سرزمین به عنوان « ارض موعود » نامیده شده ؛ و همین مطلب باعث تهییج و تحریک یهودیان و توده های مردم یهودی سراسر جهان می شد و از طرفی دیگر این منطقه از قدیم الایام محل عبور و مرور کاروانهای تجارتی بوده است . تقریباً عموم راههای خشکی و دریایی از هر یک از سه قاره به دو قارة دیگر لزوماً باید از این منطقه بگذرد ، این منطقه معبر اصلی و پر رفت و آمد سراسرتاریخ است و همین مسئله با روحیة مال اندوزی و تجارت پیشه یهود بسیار نزدیکی دارد و یهود از دیر باز به دنبال کاروانهای تجاری و کسب و کار خود ، حضوری جنبی و تقریباً دور از چشم در این منطقه داشت . و در نهایت با توافقنامه بین دیزرائیلی – نخست وزیر انگلستان – وبارون روچلید که طی آن انگلستان موظف می شد در ازای اعطای وام روچلیدها برای خرید سهام کانال سوئز به دولت انگلستان ورزسالاران یهود را جهت تشکیل یک دولت یهودی در فلسطین -که مستعمره انگلستان بود – یاری دهد؛ اگر چه دیزرائیلی به عنوان رئیس جمهور انگلستان در این توافقنامه در پی تامین منافع استعماری آن کشور بود اما در واقع به عنوان یک یهودی متعصب و بلکه به عنوان یکی از اولین صهیونیستها در پی نابودی جهان اسلام و ایجاد سیطره جهانی یهود بود .
پس با توجه به اینکه این منطقه از نظر استراتژیک حائز اهمیت است و نیز از لحاظ عمق و گستردگی تمدن مهمترین منطقه جهان است و آنچه امروز به عنوان فرهنگ و تمدن وجود دارد محصول فرهنگ دینی این منطقه است . بنابراین طبیعی است که قدرتهای عالم به این سرزمین طمع داشته باشند و قطعی است که اگر قدرتی بخواهد مهمترین نقطه عالم را نقطه شروع حرکت به سمت تصاحب همه جهان و سیطره بر تمام گیتی قرار دهد از اینجا شروع کند.

چشم انداز بحران فلسطین

در حال حاضر دو فرآیند بر بحران فلسطین حاکم است؛ یکی فرآیند سازش و دیگری فرآیند مقاومت است. فرآیند سازش از سال 1991 آغاز و تاکنون ادامه دارد اما در بیست سال گذشته هیچ دستاوردی در کارنامه آن دیده نمی‌شود. تنها حادثه‌ای که در این فرآیند اتفاق افتاده امضای سازش اسلو است که در سال 1993 اتفاق افتاد و قرار بود توافقات آن طی پنج سال به اتمام برسد ولی چنین اتفاقی رخ نداد و اسراییل در سال 2002 با اشغال مجدد کرانه باختری عملاً این توافق را برهم زد و تنها بازمانده این تو افق در حال حاضر دولت خودگردان فلسطین به رهبری محمود عباس است که هیچ اراده‌ای خارج از منویات اسراییل ندارد و نیروهای انتظامی فلسطینی که مهمترین نهاد دولت خودگردان فلسطین است در حال حاضر زیر نظر ژنرال دایتون امریکایی فعالیت می‌کند. گفتگوهای سه سال پیش محمود عباس با اُلمرت نخست‌وزیر پیشین رژیم صهیونیستی و گفتگوهای غیرمستقیم چند ماه گذشته بین طرفین نیز هیچ نتیجه‌ای دربر نداشته و اکنون محمود عباس بدون توافق درباره چارچوب‌ها و مراجع حل بحران، ناچار است وارد گفتگوی مستقیم با رژیم صهیونیستی گردد آن هم در زمانی که آقای اوباما رئیس‌جمهور امریکا و نتانیاهو نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی تأکید دارند بر اینکه گفتگوهای کنونی به نتیجه نخواهد رسید. پرسشی که در اینجا مطرح است اینکه اگر گفتگوها نتیجه‌ای دربر ندارد، چرا این فرآیند بدون افق روشن اد امه می‌یابد؟

در پاسخ به این سؤال می‌توان گفت که اسراییل و حامیان غربی از آن نگرانند که اگر بحران فلسطین بدون امید و افق روشن رها شود، مدیریت آن از دست آنها خارج خواهد شد و تجربه تاریخی نیز این حقیقت را روشن ساخته است.

از نگاه اسراییل انتفاضه اول فلسطینی زمانی اتفاق افتاد که رهبری سازمان آزادیبخش فلسطین به تونس تبعید شده بود و خلأ رهبری سیاسی در جامعه وجود داشت و افقی برای حل بحران به چشم نمی‌خورد. در چنین شرایطی مردم فلسطین با قیام همگانی در سال 1987 این خلأ را پر کرده و رهبری سیاسی را از خارج به داخل سرزمین‌های اشغالی انتقال دادند که این رویداد هزینه‌های اسراییل را چند برابر ساخت. انتفاضه مسجدالاقصی (انتفاضه دوم) نیز زمانی اتفاق افتاد که گفتگو میان طرف‌های فلسطینی و اسراییل در سال 1999 با شکست مواجه شد و احتمال حل بحران از طریق سیاسی به بن‌بست رسید. در آن زمان مردم فلسطین با حمایت مقاومت وارد معادله شد و بسیاری از موازنه‌های سیاسی موجود را برهم زد. رژیم صهیونیستی و حامیان غربی آن بویژه امریکا و همچنین جریان سازش عربی از این دو حادثه نتیجه گرفته‌اند که اگر فرآیند سازش و گفتگو متوقف گردد، احتمال ورود مردم به صحنه برای بن‌بست‌شکنی افزایش می‌یابد و به همین علت آنها به رغم نداشتن امید به حل بحران از طریق گفتگوهای فعلی، می‌کوشند این صحنه را مدیریت کرده و گفتگوهای سیاسی را به رغم نداشتن امید برای رسیدن به یک راه‌حل عادلانه ادامه دهند.

برخلاف جریان سازش عربی و فلسطینی که کاملاً منفعل است، جریان مقاومت فلسطینی نسبت به گذشته توانمندتر شده است. حمایت مردم جهان به‌ویژه سازمان‌های مردم‌نهاد کشورهای مختلف از مردم غزه و مقاومت در دو سال اخیر رشد چشمگیری داشته و در خارج از اراده دولت‌ها موفق شده است شکست محاصره غزه را به تنهایی دنبال کند.

جامعه مدنی بین‌المللی در حال حاضر بازیگر قابل توجهی است که وارد معادله بحران فلسطین شده است و می‌تواند کارهایی مستقل از سیاست‌های تحمیلی قدرت‌های بین‌المللی انجام دهد. به موازات آن توان مقاومت در لبنان و غزه نسبت به گذشته افزایش یافته و فرماندهان رژیم صهیونیستی به این واقعیت اذعان دارند و تأکید می‌کنند که توان کنونی حزب‌الله و حماس بیش از توان نظامی آنها پیش از جنگ 33 روزه و 22 روزه است و اگر اسراییل آنها را مورد حمله قرار دهد، قطعاً آسیب‌پذیرتر از گذشته خواهد بود.

همچنین شرایط منطقه‌ای نسبت به گذشته تغییر کرده است. یکی از سخنرانان امسال اجلاس هرتزیلیا (اجلاسی که هر ساله در رژیم صهیونیستی برگزار می‌شود و موضوعات مهم و استراتژیک مرتبط با این رژیم خاصه امنیت را مورد بررسی قرار می‌دهد) در تشریح این وضعیت اعلام کرد که راهبرد قبلی اسراییل مبتنی بود بر محاصره جهان عرب از طریق برقراری روابط استراتژیک با ایران شاهنشاهی و ترکیه آتا ترک ولی با پیروزی انقلاب اسلامی ایران، با خروج تهران از این محور و حمایت از فلسطین به راهبردی تک‌پایه‌ای تبدیل شد و اکنون با پیوستن ترکیه به سیاست‌های منطقه‌ای ایران، این راهبرد به کلی از بین رفت. این تحلیلگر اسراییلی ادامه می‌دهد اکنون معادله وارونه شده و این مقاومت است که اسراییل را در محاصره کامل دارد. از شمال حزب‌الله و از جنوب حماس و از شرق کرانه باختری است که یک صحنه بالقوه مقاومت است که اسراییل با همه توانش می‌کوشد از بالفعل شدن این واقعیت جلوگیری کند و این واقعیت جدید نشان می‌دهد که اسراییل امروزه در محیطی پر از خطر و خصومت به سر می‌برد و در محاصره نیروهای مقاومت قرار گفته است.

واکاوی جنگ 33 روزه رژیم صهیونیستی علیه حزب الله لبنان

 

جنگ 33 روزه  که در بین لبنانی ها به «نبردتموز» شهرت یافته براساس یک «نقشه جامع» که توسط آمریکا، انگلیس، فرانسه، رژیم صهیونیستی، مصر، اردن، عربستان و احزاب شاخص طیف 14 مارس لبنان طراحی شده بود، به اجرا درآمد. در همان حال حزب الله که به فراست دریافته بود توطئه ای درکار است، برای «تست وضعیت» یک عملیات محدود را در مرز بین لبنان و فلسطین اشغالی ( در نزدیکی روستای لبنانی عیتا الشعب) به اجرا گذاشت.

سیدحسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان از حدود 5 ماه قبل از آغاز جنگ در پاسخ به واکنش گستاخانه مقامات اسرائیلی به درخواست آزادی اسرای باقی مانده لبنانی -برمبنای توافق دو جانبه که دو سال قبل از آن با پادرمیانی آلمان به امضاء رسیده بود- اعلام کرد که «ما به زودی سمیر قنطار- اسیر دروزی لبنان که از سال 1360 تاکنون در زندانهای صهیونیست هاست- را در بیروت دیدار خواهیم کرد. بر این اساس همه منتظر اقدام سیدحسن نصراله بودند. عملیات چریکهای حزب الله در نوار مرزی به انهدام سه دستگاه تانک و نفربر اسرائیلی، کشته شدن 12 نفر از نظامیان صهیونیست و اسارت سه تن انجامید که البته یکی از آنان در بین راه فرار کرد.

اسرائیلی ها که براساس «نقشه جامع» قرار بود اواخر سپتامبر 2006 (اوایل مهر 1385) عملیات هوایی، دریایی و زمینی خود را علیه حزب الله آغاز نمایند ناچار به واکنش شدند و این موضوع سبب شد که- به گفته حسنین هیکل روزنامه نگار سرشناس مصری جهان عرب- بخشی از برنامه نیروهای مهتلف با آشفتگی مواجه شود. رژیم صهیونیستی سه ساعت پس از آنکه عملیات مرزی حزب الله در جوار عیتاالشعب به اجرا گذاشته شد، با شدت تمام وارد عمل شد و بمباران بی سابقه یک کشور عربی را به اجرا گذاشت. تصور اولیه رژیم صهیونیستی این بود که با وجود شناسایی نقاط استقراری نیروهای حزب الله و رهبری آن، می تواند در روز اول تحرک نظامی-سیاسی حزب الله را مهار نماید اما ناچار شد در پایان روز چهارم-بخصوص پس از آنکه حزب الله ناوچه مدرن ساعر 5 اسرائیل را در 12 مایلی آب های بیروت غرق کرد- اذعان کند که با بمباران هوایی کار پیش نمی رود. به گل نشستن هواپیماهای بسیار مدرن برای اسرائیل غیرقابل باور بود ولی این واقعیت داشت و آنان را وادار کرد که اعتراف کنند «چهارمین قدرت هوایی جهان» در مواجهه با چریکهای حزب الله زانو زده است. در واقع پدیدار شدن بن بست نظامی اسرائیل در جنگ هوایی و دریایی تنها یک هفته پس از آغاز جنگ اتفاق افتاد و این در حالی بود که نیروی زمینی رژیم صهیونیستی پیش از این در سالهای 1982، 1996 و 2000 شکست در مقابل حزب الله لبنان را تجربه کرده بود. ولی به هر حال برای اسرائیل چاره ای جز تکیه بر نیروی زمینی وجود نداشت. در این میان ژنرالهای آمریکایی برای آنکه شکست فاحش هوایی و دریایی رژیم صهیونیستی را بپوشانند اعلام کردند: «سرنوشت این جنگ در روی زمین تعیین می شود». از هفته دوم عملیات زمینی رژیم صهیونیستی با اعزام 000/30 نیروی نظامی به مرز حدود 20 کیلومتری لبنان و فلسطین آغاز گردید ولی چند روز طول کشید تا مهمترین یگان رزمی اسرائیل- تیپ ویژه گولانی- دیواره میانی مرز لبنان را بشکافد و به یک تپه در مجاورت روستای «مارون الرهس» دست یابد! اسرائیلی ها به تبلیغات فراوان در مورد نفوذ ارتش به منطقه مارون الراس پرداختند و این در حالی بود که تصرف یک روستا با 30 هزار نیروی نظامی اهمیت نداشت با این حال سه روز بعد حزب الله لبنان آنان را وادار کرد به آن سوی مرز بگریزند ؛ آنان این بار به شرقی ترین نقطه مرز کوچ کرده و «الطیبه» روستای دیگر در آنسوی مرز را به محاصره درآوردند ولی بازهم ناچار شدند عقب بنشینند. آنان این بار در نقطه دیگری در مرز روبروی روستای «عیتاالشعب» ظاهر شدند ولی باز هم عقب نشستند. حالا دیگر همه تئوریسین های نظامی و حتی عناصر معمولی هم دریافته بودند ژنرال ها و سایر نظامیان اسرائیلی از اینکه با چریکهای حزب الله مواجه گردند، بشدت هراس دارند. یک بار برای اینکه قفل جنگ شکسته شود یک هلی کوپتر آنان حدود 30 نیروی ویژه از تیپ گولانی را روی تپه مسعود-واقع در سه کیلومتری شهر کوچک «بنت جبیل»- پیاده کرد ولی یک ساعت بعد ناچار شد بازگردد و اجساد نیمه جان و کشته های آنان را به آن طرف مرز حمل کند در همان روز یک خبرنگار اسرائیلی با فرمانده آنان که مجروح شده بود مصاحبه کرد و از علت شکست ارتش اسرائیل پرس و جو نمود او ابهت حزب الله و ترس اسرائیلی ها از چریکهای آن را این گونه تصویر کرد: «ما با اشباح در حال جنگیم».

در همان هفته اول ارتش اسرائیل که توانایی جنگیدن با حزب الله را نداشت، مایل بود پایان جنگ را اعلام کند ولی آمریکایی ها اصرار داشتند که اسرائیل چیزی را به دست آورد و سپس آتش بس را اعلام نماید از این رو سه هفته دیگر با اصرار آمریکایی ها جنگ ادامه پیدا کرد ولی در نهایت آمریکا نیز تسلیم شد و با تصویب قطعنامه 1701 شورای امنیت- که شباهت زیادی به قطعنامه 598 دارد- بر پایان آن مهر تأیید کوبید.

وقتی جنگ تمام شد دو طرف جنگ در دو وضعیت کاملاً متفاوت قرار داشتند. اسرائیلی ها یکی- یکی به شکست سنگین خود اذعان کردند و البته آمریکایی ها نیز اینگونه اعتراف کردند: «هیچ کس پیروز نشده است

حالا دیگر شکست ناپذیربودن ارتش صهیونیستی، اقتدار هول انگیز نیروی هوایی آن، قدرت اطلاعاتی موساد، نقش مؤثر حمایت های سیاسی غرب و اعراب از تل آویو در مقابل حزب الله فرو ریخته بودند و موجی از بی اعتمادی تار و پود دولت جعلی، ملت پوشالی و ارتش را به لرزه درآورده بود و ثبات قبل از جنگ جای خود را به بی ثباتی داده بود.

از آن طرف حزب الله لبنان پس از جنگ مورد تحسین فراوان ملت ها قرار گرفت حالا دیگر ملت 3 تا 4 میلیونی لبنان می توانستند خود را در کانون توجهات 300 میلیون عرب و حدود 5/1 میلیارد مسلمان ببینند و رهبر روحانی آنان در صدر شخصیت های خاورمیانه عربی بنشیند.

حزب الله لبنان با حفظ نیروهای خود و با حفظ قدرت آتش خود و نیز با نشانه روی دقیق نقاط حساس رژیم صهیونیستی- شامل قلب قطار شهری حیفا و آشیانه هواپیماهای فوق مدرن در پادگان هوایی صفد- ثابت کرد که به قدرتی اطلاعاتی برتر از قدرت افسانه ای موساد دست پیدا کرده است. حزب الله در این جنگ با حفظ خطوط ارتباطی و حفظ کامل شبکه شبانه روزی المنار و حفظ کامل قدرت شلیک موشک ها نشان داد که به بلوغ کامل رسیده است از این رو در پایان جنگ روزنامه های مختلف غرب، نیروهای حزب الله را «ورزیده و زبده ترین چریک ها» لقب دادند.

مدیریت حزب الله در جنگ هم از هوش بالای سیاسی آنان خبر داد. خیلی ها منتظر بودند تا حزب الله تل آویو را آماج حمله قرار دهد ولی حزب الله با وجود آنکه حتی می توانست جنوبی ترین شهر تحت اشغال صهیونیست ها- بئرسبع در 170 کیلومتری از مرز لبنان- را هدف قرار بدهد اما به تل آویو حمله نکرد. حزب الله عملاً تل آویو را به گروگان گرفته بود و از طریق آن مانع تجاوز اسرائیل به پایتخت لبنان و نیز به حدود 65 درصد از خاک کشور خود شد. از این رو در طول جنگ تنها حدود 350 هزار لبنانی عازم سوریه شدند و نزدیک به یک میلیون آنان به آسانی در نقاط شمالی لبنان و نیز منطقه شرقی و شمالی بیروت اسکان یافته و زندگی کنند. حزب الله لبنان در این جنگ «استفاده از قدرت نظامی» خود را مدیریت کرد به گونه ای که اگر ماهها می جنگید نیازی به وارد کردن جنگ افزار جدید نداشت ولی اسرائیلی ها آنقدر بی مهابا شلیک کردند که در اواسط هفته چهارم جنگ با کمبود شدید تسلیحات مواجه شدند و از این رو فرودگاه هیثرو لندن، پایگاه هوایی آمریکا در اینجرلیک ترکیه و پایتخت قطر به نقطه ترانزیت بمب های جدید تبدیل شدند. در همان حال در پایان جنگ مشخص شد که اگرچه بمب های اسرائیل نزدیک به هزار نفر از مردم لبنان را به شهادت رساند که به چریک ها آسیب چندانی نخورده بود ولی نظامیان اسرائیلی متحمل 400 تلفات نظامی شده بودند در حالیکه تعداد شهدای حزب الله بسیار کمتر از این بود.

وقتی جنگ به پایان رسید، حزب الله برنامه بازسازی لبنان و بازسازی قدرت نظامی خود را شروع کرد. بازسازی نظامی حزب الله نیازمند همکاری دولت بیروت بود از این رو وقتی مشخص شد که «فواد سینیوره» و احزاب تشکیل دهنده دولت او نمی خواهند فرصت لازم را به حزب الله برای بازسازی قدرت خود بدهند، سیدحسن نصرالله تصمیم گرفت با کمک مردم راه را بگشاید. نتیجه اقدامات حزب الله البته استقرار دولتی مطابق با استانداردهای او- داشتن حق دفاع نظامی از لبنان در برابر تهاجم اسرائیل- را در پی نداشت ولی توانست عملاً دست و پای فواد سینیوره و حامیان او را ببندد و آنان را در گوشه ای زیر نظر نگاه دارد. شرایط «بی دولتی لبنان» البته مطلوب نیروی مقاومت نیست ولی در شرایط کنونی این «حداقل»ی از فراهم کردن امکان لازم برای خنثی کردن توطئه های اسرائیلی هاست. امروز اسرائیلی ها اعتراف می کنند که قدرت نظامی حزب الله-از نظر جنگ افزار و نیروی آموزش دیده- 6 برابر زمان آغاز جنگ اخیر شده است و به جایی رسیده است که می تواند با نفوذ هواپیماها و هلی کوپتر های اسرائیلی به آسمان لبنان مقابله کند و البته حکایت حزب الله امروزه به حکایت منطقه عربی تبدیل شده است نام حزب الله لبنان برای سنی های اردن، مصر و عربستان-که دولت های آنان در جریان جنگ دست در دست اسرائیلی ها داشتند- به اندازه نام آن برای کشورها و ملت های شیعی منطقه افتخارآمیز و الهام بخش می باشد و...

امام خمینی(ره) و فلسطین 

  

  

 

حال به مهم ترین و مفصل ترین بخش مقاله می رسیم که به بیان مواضع قاطع حضرت امام (ره) در مورد فلسطین می پردازد .

«انقلاب اسلامی ایران همچون زلزله ایست که آثار آن بعداً بر اسرائیل وارد خواهد آمد .»

هنگامی که موشه دایان وزیر امور خارجه وقت اسرائیل تنها سه روز پس از پیروزی پیروزی انقلاب اسلامی ، این انقلاب را زلزله ای در موجودیت اسرائیل توصیف می کند ، هیچ تحلیلگری انتفاضه الهام گرفته از جمهوری اسلامی را در دهه های بعد پیش بینی نمی کند . اما بسیاری از تحلیلگران به یاد سخنان ضد صهیونیستی امام خمینی(ره) در 14 سال قبل و تکرار مستمر آن می افتند:

«تمام گرفتاری ما از این اسرائیل است ! اسرائیل هم از امریکاست .»(صحیفه امام ، جلد 1،ص 422، 4آبان 1343،قم)

سال ها تلاش ضد صهیونیستی امام برای روشنگری درباره ماهیت اسرائیل با پیروزی انقلاب اسلامی وارد مرحله عملی می شود . دراولین گام پرچم فلسطین در تهران به اهتزاز در می آید و صدور نفت ایران به اسرائیل کاملاً قطع می شود.

سازش با اسرائیل و دولت های عربی

این فلسطین که اکنون در رأس مصیبتهاست؛ این اختلاف کلمه و سرسپردگیهاى بعضى از سران ممالک اسلامى که با داشتن منابع طبیعى سرشار و ذخایر گرانبها و جمعیت هفتصد میلیونى نتوانسته‏اند دست استعمار و صهیونیسم را از بلاد اسلامى قطع کرده و به نفوذ ایادى آن پایان بخشند؛ این هواهاى نفسانیه و دست نشاندگى بعضى دوَل عربى است که موجب شده جمعیت صد میلیونى عرب نتوانند فلسطین را از چنگال اسرائیل برهانند.(صحیفه امام ، جلد 2، ص 461)

امام خمینی(ره) وحدت را راه نجات فلسطین می دانستند و به بیان توطئه امریکا برای جلوگیری از مجتمع شدن مسلمین پرداختند :

مى بینید که شما در فلسطین یک عده محدودى از این صهیونیستها، از این یهودیها، یک قِسمْ از این اسرائیل، یک عده محدودى اینقدر ممالک عربى را بیش از صد میلیون جمعیت، طورى کرده است که بعضى شان تسلیم او شده‏اند، بعضى شان هم نمى‏توانندهیچ کارى بکنند. الآن چقدر سال است که اسرائیل آمده و غصب کرده است این اراضى فلسطینى‏ها را و این همه جمعیت عرب و ممالک عربى، اینقدر عُرضه نداشته‏اند که این فلسطین را رد بکنند. مى‏گویند امریکا پشت سرش است. خیر، بى عرضه هستید! بى عرضه‏اند. نه این است که امریکا- اگر این قدرت، قدرت صد میلیونى عرب با هم مجتمع بشوند، امریکا هم نمى‏تواند کارى بکند، اروپا هم نمى‏تواند، هیچ جا نمى‏تواند کارى بکند؛ لکن مجتمع نیستند. بله، آنها کارى که مى‏کنند این است که اینها را نگذارند مجتمع بشوند. کارى که آنها مى‏کنند این است که اگر یکوقت استشمام این را کردند که این دوَل عربى مى‏خواهند با هم مجتمع بشوند، یک کارى بکنند بر هم بخورد این اجتماعشان؛ مثلًا رئیس مصر را ببرند به آنجا، رئیس جمهور مصر را ببرند به امریکا و با او قراردادى بکنند، چه بکنند و از یک راهى، او را یک راهى ببرند که دیگران آن راه را ندارند؛ آن یکى را ببرند یک راه دیگرى که آنها آن راه را ندارند. این از کم فهمى ماهاست و از بى‏عرضگى ما مسلمین است که اینطور اسیر هستیم و همه ما در تحت سلطه هستیم، و همه منافعِ شرق را دارند امریکا و شوروى و امثال اینها مى‏برند؛ براى اینکه این قطرات در آنجایى هم که با هم مجتمعند اجتماع نیست.( صحیفه امام، ج‏4،ص237)

امام در 6 فروردین 58 ، ضمن مخالفت با سازش مصر با اسرائیل ، موجی ضد صهیونیستی در ایران و منطقه به راه می اندازند . به دستور امام خمینی رابطه ایران و دولت مصر نیز قطع می شود :

 «این طور خاضع می شوند در مقابل امریکا و بدتر از او  و فجیع تر از او اسرائیل که الان همه جست و خیزهایی که در این ، اکثر این کشورهای اسلامی می شود برای اینکه اسرائیل را به  رسمیت بشناسند و او قرار کمپ دیوید را تحکیمش ببخشند .»

همچنین در پیامی به مسلمانان جهان به مناسبت صلح مصر و اسرائیل می فرمایند:

بسم اللَّه الرحمن الرحیم.

اینجانب بیش از پانزده سال است که خطر اسرائیل غاصب را گوشزد کرده‏ام و به دوَل و ملل عرب این حقیقت را اعلام نموده‏ام. اکنون با طرح استعمارى صلح مصر و اسرائیل، این خطر بیشتر و نزدیکتر و جدیتر شده است. سادات با قبول این صلح، وابستگى خود را به دولت استعمارگر امریکا آشکارتر نمود. از دوست شاه سابق ایران بیش از این نمى‏توان انتظار داشت. ایران خود را همگام با برادران مسلمان کشورهاى عربى دانسته و خود را در تصمیم گیریهاى آنان شریک مى‏داند. ایران صلح سادات و اسرائیل را خیانت به اسلام و مسلمین و برادران عرب مى‏داند و موضعهاى سیاسى کشورهاى مخالف این پیمان را تأیید مى‏کند. (2) والسلام علیکم و رحمة اللَّه.

- 5/1/58.

- روح اللَّه الموسوى الخمینى. (صحیفه امام   ، ج‏6  ، ص 410  )

پانوشت :  قرار کمپ دیوید با حضو انور سادات (رئیس جمهور مصر) و مناخیم بگین(نخست وزیر رژیم اشغالگر قدس) و جیمی کارتر (رئیس جمهور امریکا) به امضا رسید .

امام خمینی تمام گرفتاری هایی که در این مدت طولانی برای برادرهای ما در قدس پیدا شده است را در اثر سهل انگاری روسای عرب بیان کردند.(صحیفه امام ،جلد10،ص284)

امام فرمودند : هیچ ملتی از ملت های اسلامی نیست که موافق با این باشد که نوکر اسرائیل باشد و ذلیل اسرائیل و ذلیل امریکا باشد .

سپس با بیان این که دولت ها در مقابل ملت هیچ کاره اند و نباید از این به بعد این فکر بیاید در سر این حکومت ها که کار با ماست و به ملت ها مربوط نیست ، فرمودند :

باید این دولتها این مطلب را از سر خودشان بیرون کنند که همان‏طور که سابق مى‏کردند حالا باید بکنند؛ یعنى، خودشان را قیم بدانند نسبت به ملتها. یک نفر شیخ یا یک نفر رئیس جمهور یا یک نفر مَلِک- به اصطلاح خودشان- چه حقى دارد که بر یک مملکت حکومت کند و یک مملکتى را بخواهد به مصالح اسرائیل فدا کند؟! باید حکومتها بیدار بشوند! با گذراندن این طرح، گور خودشان را مى‏کَنند. نباید دیگر از این به بعد، این فکر بیاید در سر این حکومتها که کار با ماست و به ملتها مربوط نیست. شما در مقابل ملت هیچ کاره‏اید. ملتها هستند که باید کارها به تصویب آنها برسد. (صحیفه امام، ج‏15، ص: 372)

حضرت روح الله(س) با مطرح کردن این مطلب که کشورهای اسلامی عذری در قبال مسئله فلسطین در پیش خدای تبارک و تعالی ندارند و در بیان قدرتمندی آن ها می فرمایند :

عذر نیست پیش خداى تبارک و تعالى، نه ما معذوریم و نه شما. عذر نیست که ما نداشتیم چیزى، همه چیز دارید. عذر نیست که ما قدرت نداریم، [از] همه قدرتمندتر هستید. وقتى روى هم بایستید، روى هم دست برادرى با هم بدهید، یک قدرت بزرگ جهانى را شما مى‏توانید تحقق بدهید. عذر نیست که ما اسلحه نداریم، سلاحى که شما دارید دنیا ندارد و او سلاح نفت است. دنیا به سلاح شما احتیاج دارد، رگ حیات دنیاست. این سلاحى که خداى تبارک و تعالى به اختیار شما گذاشته است، براى خداى تبارک و تعالى از او استفاده کنید. این قدرتى که خداى تبارک و تعالى در بازوان شما گذاشته است، براى خداى تبارک و تعالى به کار بگیرید.                        (صحیفه امام، ج‏16، ص: 330)

یهود و صهیونیسم

مواضع قاطع امام خمینی(ره) رسانه های صهیونیستی و غربی را به دنبال مسئله کمپ دیوید به اجرای سناروی خاصی می کشاند تا تمام یهودیان جهان را به انقلاب اسلامی بدبین کنند .

امام در 24 اردیبهشت 58 با هوشیاری حساب یهودیان را از صهیونیست ها جدا می کند :

ما مى‏دانیم که حساب جامعه یهود غیر حساب جامعه آنهاست. و ما با آنها مخالف هستیم. و مخالفتمان براى این است که آنها با همه ادیان مخالف هستند. آنها یهودى نیستند. آنها یک مردم سیاسى هستند که به اسم یهودى یک کارهایى را مى‏کنند. و یهودیها هم از آنها متنفر هستند؛ و همه انسانها از آنها باید متنفر باشند .. (صحیفه امام، ج‏7 ،290)

روز قدس

ورود اندیشه امام خمینی(ره) در تعیین روز جهانی قدس به معادله رویارویی با رژیم صهیونیستی ، تحولات جدی در آن ایجاد کرد .

مبارزه مسلمانان و آزادی خواهان جهان با صهیونیسم بین المللی در تاریخ 17 مرداد 58 وارد مرحله جدیدی می شود چرا که امام خمینی در اوج بصیرت استراتژیک با اعلام آخرین جمعه ماه مبارک رمضان به عنوان ، رژیم صهیونیستی و حامی اصلی آن امریکا را در بن بست راهبردی قرار می دهد:

من از عموم مسلمانان جهان و دولتهاى اسلامى مى‏خواهم که براى کوتاه کردن دست این غاصب و پشتیبانان آن به هم بپیوندند. و جمیع مسلمانان جهان را دعوت مى‏کنم آخرین جمعه ماه مبارک رمضان را که از ایام قدر است، و مى‏تواند تعیین کننده سرنوشت مردم فلسطین نیز باشد، به عنوان «روز قدس» انتخاب، و طى مراسمى همبستگى بین المللى مسلمانان را در حمایت از حقوق قانونى مردم مسلمان اعلام نمایند. از خداوند متعال پیروزى مسلمانان را بر اهل کفر خواستارم. والسلام علیکم و رحمة اللَّه و برکاته ..( صحیفه امام ،ج‏9 ،267، زمان: 16 مرداد 1358/13 رمضان 1399)

صهیونیست ها که از تدابیر استراتژیک و تهاجمی امام در تعیین روز قدس وحشت کرده اند توپ خانه رسانه ای خود را علیه امام و ملت ایران به کار می گیرند و تبلیغات وسیعی درباره نغض حقوق بشر در ایران به را می اندازند .

امام خمینی روشنگری می کند :

«اگر در یک محاکمه ای با تمام مقررات صحیح آن یک نفر را اعدام کنند، آن ها می گویند که بچه ها را اعدام کرده اند . این تبلیغات سرتاسر دنیا برای این است که آن ها دستشان از ایران ونفت ایران و ذخائر ایران و سایر چیزها کوتاه شده است . زبانشان باز شده است به هرزه گویی و فحاشی وتهمت .»

امام خمینی به مناسبت دومین سالگرد روز جهانی قدس در پیامی رادیو – تلویزیونی به ملت ایران با لحنی امیدوارانه می فرماید :

خداوند ان شاء اللَّه ما را موفق کند به اینکه یک روزى برویم و در قدس نماز بخوانیم.

امیدوارم که مسلمانها روز قدس را بزرگ بشمارند و در همه ممالک اسلامى، در روز قدس، در روز جمعه آخر ماه مبارک، تظاهر کنند، مجالس داشته باشند، محافل داشته باشند، مسجد داشته باشند، در مساجد فریاد بزنند. وقتى یک میلیارد جمعیت فریاد کرد، اسرائیل نمى‏تواند، از همان فریادش مى‏ترسد (15 مرداد 1359/24 رمضان 1400)

حال به بیان برخی دیگر از سخنان امام در این باره می پردازیم .

امام خمینی روز قدس را روز مقابله مستضعفین با مستکبرین بیان کردند :

«روز قدس» یک روز جهانى است. روزى نیست که فقط اختصاص به قدس داشته باشد. روز مقابله مستضعفین با مستکبرین است. روز مقابله ملتهایى است که در زیر فشار ظلم امریکا و غیر امریکا بودند، در مقابل ابرقدرتهاست. روزى است که باید مستضعفین مجهز بشوند در مقابل مستکبرین، و دماغ مستکبرین را به خاک بمالند.

حضرت امام این روز را روز امتیاز بین منافقین و. متعهدین می دانستند :

روزى است که بین منافقین و متعهدین امتیاز خواهد شد. متعهدین این روز را روز قدس مى‏دانند، و عمل مى‏کنند به آنچه باید بکنند. و منافقین- آنهایى که با ابرقدرتها در زیر پرده آشنایى دارند و با اسرائیل دوستى- در این روز بى‏تفاوت هستند، یا ملتها را نمى‏گذارند که تظاهر کنند.

« روز قدس روزى است که باید سرنوشت ملتهاى مستضعف معلوم شود، باید ملتهاى مستضعف اعلام وجود بکنند در مقابل مستکبرین. باید همانطور که ایران قیام کرد و دماغ مستکبرین را به خاک مالید و خواهد مالید، تمام ملتها قیام کنند و این جُرثومه‏هاى فساد را به زباله دانها بریزند. روز قدس روزى است که باید این دنباله روهاى رژیم سابق در ایران، و آن توطئه چینهاى رژیم فاسد و ابرقدرتها در سایر جاها خصوصاً در لبنان، تکلیف خودشان را بدانند. روزى است که باید همت کنید و همت کنیم که قدس را نجات بدهیم؛ و برادران لبنانى را از این فشارها نجات بدهیم. روزى است که باید تمام مستضعفین را از چنگال مستکبرین بیرون بیاوریم. روزى است که باید جامعه مسلمین‏همه اظهار وجود بکنند و هشدار بدهند به ابرقدرتها و به این تُفاله هایى که مانده است از آنها- چه در ایران و چه در سایر جاها..( صحیفه امام، ج‏9 ، 276 )

امام خمینی در پیام روز قدس خود و در بیدار باش به مسلمین می فرمایند :

روز قدس که همجوار شب قدر است لازم است که در بین مسلمانان احیا شود و مبدأ بیدارى و هوشیارى آنان باشد، و از غفلتهایى که در طول تاریخ خصوصاً سده‏هاى اخیر شده است بیرون آیند تا آن روز هوشیارى و بیدارى از دهها سال ابرقدرتها و منافقان جهان والاتر باشد، و مسلمانان جهان مقدرات خود را خود به دست قدرت خود پى ریزى و پایه گذارى کنند. ... ، و در روز قدس که آخرین روزهاى شهراللَّه اعظم است، سزاوار است که مسلمانان جهان از قید اسارت و بردگى شیاطین بزرگ و ابرقدرتها رها شده و به قدرت لایزال اللَّه بپیوندند و دست جنایتکاران تاریخ را از کشورهاى مستضعفان قطع و رشته طمع آنان را بگسلانند ..

هان‏اى مسلمانان جهان و مستضعفان گیتى، بپاخیزید و مقدرات خود را به دست گیرید. تا کى نشسته‏اید که مقدرات شما را واشنگتن یا مسکو تعیین کنند؟ تا کى باید قدس شما در زیر چکمه تفاله‏هاى امریکا، اسرائیل غاصب پایکوب شود؟ تا کى سرزمین قدس، فلسطین، لبنان و مسلمانان مظلوم آن دیار در زیر سلطه جنایتکاران به سر برند و شما تماشاچى باشید، و بعض حکام خائن شما آتش بیار آنان باشند؟ تا کى قریب یک میلیارد مسلمان در جهان و قریب صد میلیون عرب با کشورهاى وسیع و ذخایر بى‏پایان، شاهد چپاولگریهاى شرق و غرب و ستمگریها و قتل عامهاى غیرانسانى آنان و تفاله‏هاى آنان باشند؟ تا کى تحمل جنایات وحشتناک بر برادران افغانستان و لبنان را نموده و به نداى آنان جواب نمى‏دهند؟ تا کى به جاى مقابله با دشمنان اسلام و براى نجات قدس از اسلحه گرم و قدرت نظامى و الهى غفلت نموده و با کارهاى سیاسى و برخوردهاى سازشکارانه با ابرقدرتها وقت گذرانده و به اسرائیل مهلت جنایتهاى بى‏امان داده و شاهد قتل عامها باید بود؟ آیا سران قوم نمى‏دانند و ندیده‏اند که مذاکرات سیاسى با سیاستمداران قدرتمند و جنایتکاران تاریخ، قدس و فلسطین و لبنان را نجات نخواهد داد و هر روز بر جنایات و ستمگریها افزوده خواهد شد؟. (صحیفه امام، ج‏15 ،ص 59)  

ایشان با بیان این که قدس یک مسئله شخصی نیست و کیک مسئله مخصوص به یک کشور و یا یک مسئله مربوط به مسلمین جهان در عصر حاضر نیست ، مسئله قدس را حادثه ای برای موحدین جهان و مومنان اعصار گذشته و حال و آینده ، از روزی که مسجدالاقصی پایه ریزی شد تا آنگاه که این سیاره در گردش است دانستند .

شهریور 60 ، برخی قلم های ضد ایرانی در مطبوعات منطقه و جهان برای ایجاد تردید در افکار عمومی ، شایعه ارتباط پنهانی ایران و اسرائیل را منتشر می کنند .

رهبر انقلاب دو روز بعد با ارائه شاخصی همیشگی ، نابودی اسرائیل را از اهداف دیرینه خود اعلام می کند و به تحقیر صهیونیسم بین الملل می پردازد :

«ما از اولی که در این امور و در این نهضت وارد شدیم  ، یکی از مسائل مهم ما این بود که اسرائیل باید از بین برود . و آن ها نمی توانند یک همچون مطلب فاسدی را به کرسی بنشانند .ما اسرائیل را قابل آدم نمی دانیم نا این که با او یک ربطی داشته باشیم .»

دو ماه پس از شایعه غربی ها در باره رابطه ایران و اسرائیل و در گرماگرم مقابله ایران با رژیم بعثی ، صدام وحامیان منطقه ایش برای فریب ملت ها، ایرانم را به خرید اسلحه از تلاویو متهم می کنند. این سناریو در طول جنگ تحمیلی چندیدن بار دیگر تکرار می شود و امام(ره) هر بار این توطئه را خنثی می کند :

«اگر اسرائیل انگشتش را به بحر محیط بزند ، نجس می شود . چون این ها احساس کردند می خواهند از باب اینکه من کمک کردم ایران را بدنام کنند . از باب اینکه می داند که موافقت او با ایران بدنام کردن ایران است . خودش هم این را احساس کردد.»

روز قدس وسیله ای برای شناخت دوست و دشمن و شاخصی برای عزت و شرف اسلامی تبدیل شده است . در قدس 64 که صدام با تهدید مستقیم موشک باران راهپیمایی قدس در تهران و دیگر شهرهای ایران ، همسویی خود را با رژیم صهیونیستی و حامی آن امریکا اثبات می کند ، خروش ضد صهیونیستی ملت ایران در بمب باران تهدید های صدام ، جهان  را به اعجاب وا می دارد .

«روز قدس یک دفعه سیلی زد به صورت همه شان و تهدید عملی ای که ملت ایران کرد تمام تحلیل های آن ها را نقش بر آب کرد. این هنر اسلام است از یک طرف و هنر ملت ایران است از طرفی دیگر . » (امام خمینی - خرداد 64)

درود بر قدس و بر مسجدالاقصی . درود بر ملت های بپاخاسته در مقابل اسرائیل جنایتکار : و درود بر مسلمانان و مستضعفان جهان ...  

مبارزه امام با صهیونیسم بهوعیاری برای کشورهای همسایه تبدیل شده است . برخی دولت های مرتجع که ماهیت خود را در پرتو مبارزه امام (ره) در خطر می بینند ، با ژست های ضد صهیونیستی سعی کرده اند اصطلاحاً از قافله عقب نمانند .

«همان هایی که با اسرائیل عقد اخوت هم دارند ، آن ها محکوم می کنند اسرائیل را . لکن یک محکومیتی که با صورت جدی و بر حسب واقع شوخی است . اگر مسلمین نشسته اند که امریکا برای آن ها کاری بکند ، تین غافله تا ابد ننگ خواهد بود .»

سازمان های حامی حقوق بشر

در پاییز 60 اوضاع به گونه ای است که برخی سازمان های حامی حقوق بشر سرانجام در مقابل جنایات اسرائیل در کشتار مردم فلسطین لب به اعتراض باز می کنند .

امام با شناخت دقیق ماهیت این سازمان ها ، ملت ها را به تفکر عمیق درباره پیوند این سازمان ها با نظام سلطه فرا می خواند :

«هیچ کس نباید گمان کند که این دستگاههایى که درست شده است از قبیل سازمانهاى بین المللى، سازمانهاى حقوق بشر و امثال اینها، براى منافع ملتها قدمى بردارند و هیچ وقت گمان نکنید که مخالفت این سازمانها تأثیرى داشته باشد در جنایات اسرائیل و امثال اسرائیل.»( صحیفه امام ،ج‏15، ص438،25 آذر1360)

لبنان

حال به بیان موضع گیری حضرت روح الله(س) در مورد حمله اسرائیل به لبنان می پردازیم :

«ما این دردها را کجا ببریم؟ این مصیبتها را پیش کى طرح کنیم؟ این سکوتهاى مرگبار را، این سکوتهایى که تأیید مى‏کند جنایتکاران را، این سکوتهایى که تشویق مى‏کند ستمکاران را، باید به کى عرضه کنیم، و از کى بخواهیم که عنایت کند و این سکوتها را بشکند؟

جمعیتتان کم است؟ ثروتتان کم است؟ نفتتان ناچیز است؟ زمینهایتان کم است؟ مراکز مهمى که در [مراکز] سوق الجیشى بسیار معتبر است، شما دستتان نیست؟ همه امکانات هست، لکن یک چیز نیست و آن ایمان است. ایمان نیست ..» (صحیفه امام ، ج‏16 ،   ص326 )  

خیال ابلهانه اسرائیل بزرگ

«ما مکرر گفته ایم که اسرائیل –این جرثومه فساد-اکتفا به قدس ، اکتفا به بیت المقدس ، نخواهد کرد . اگر مهلت داده شود تمام دول اسلامی در معرض خطر است .»(صحیفه امام ، ج 9،ص281)

«من کراراً راجع به طمع های اسرائیل تنبه داده ام که اسرائیل اینطور نیست که اکتفا کند به آن زمین هایی که ضصب کرده است.» (صحیفه امامریا، ج 13،ص71)

امام خمینی در پرتو مطالعات و درک عمیق ماهیت رژیم صهیونیستی ، خطر توسعه طلبی اسرائیل را با تمام وجود احساس می کند . رهبر کبیر انقلاب آگاه است که تحقق شعار از نیل تا فرات ، رژیم صهیونیستی را عملاً به دروازه های ایران نزدیک می کند و منافع ملی ایران را مورد تهدید عینی قرار می دهد .

هشدار های امام درباره خطر توسعه طلبی اسرائیل از این زاویه قابل تامل است :

«اسرائیل بزرگ، یعنى از نیل تا فرات، یعنى تمام منطقه‏اى که عرب نشین است، حجاز هم جزء این باید باشد، مصر هم جزء این است، و اینها نشسته‏اند آنجا دارند تماشا مى‏کنند، و عده کثیرشان هم همراهى مى‏کنند، و اسرائیل را مى‏خواهند بشناسند و امثال ذلک ..»( صحیفه امام ، ج‏18 ، ص107)

چرا برای دفاع از مظلومان لبنان از سلاح نفت استفاده نمی کنید ؟                  

دولت های عربی در واکنش به جنایات اسرائیل در حمله سراسری به لبنان در شدید ترین واکنش خود اعلام کردند برای همدردی با ملت لبنان امسال را عید نمی گیرند .

امام با طرح یک سوال جدی در افکار عمومی جهان اسلام مرتجعین منطقه را به چالش می کشاند :

«در لبنان آن آتشی که برافروخته اند . امریکا برافروخت و. برافروخته. و آن لشکر کشی که از طرف امریکا و فرانسه و سایر اذناب آن ها برای یک مشت مظلوم شیعه و مظلوم مسلمان در آن جا انجام می گیرد سایر مسلمین نشستند  و تماشا می کنند . غایت کاری که امسال حکومت ها کردند این بود که عید فطر را عید نگرفتند . کافی ست این؟ در مقابل توپ و تانک عید نگرفتن کار است؟ قدرت ندارید شما . شما نفتتان را اگر ده روز ببندید به روی دنیا ، ئنیا خاضع شما می شود.»

فلسطین در بیان مبارک مقام معظم رهبری 

 

حضرت آیه الله العظمی خامنه ای مقام معظم رهبری در مورد تاثیر مستقیم امریکا در مسئله فلسطین فرموده اند:

«من صریحا اعلام می کنم هر جوان فلسطینی که به خاک و خون کشیده می شود و هر خانواده فلسطینی که بی سرپرست و متلاشی می شود،رئیس جمهور و دولت امریکا به طور مستقیم در این جرم شریک وسهیم هستند.»

حضرت آیه الله العظمی خامنه ای مقام معظم رهبری طی نطقی درتاریخ دهم خرداد ماه سال 1369 ه.ش در باب سازش با رژیم خاطر نشان فرموده اند:

«.. سکوت و سازش خیانت آلود بسیاری از دولت های عربی و حتی تظاهر بعضی از آنان به بی تفاوتی و عدم حساسیت به سرنوشت فلسطین کار را به جایی رسانده است که دولت غاصب صهیونیست پس از سال هاکتمان و حتی انکار، اکنون دوباره داعیه اسرائیل بزرگ را علنابر زبان می آورد و با بی شرمی و وقاجت نیت پلید غصب سرزمین های جدیدی از میهن راتکرار می کند...»

حضرت آیه الله العظمی خامنه ای نیز مهمترین مسئله جهان اسلام را ضایعه اشغال فلسطین به دست صهیونیست ها مطرح نمودند وفرمودند:

«مسئله فلسطین یک راه حل بیشتر ندارد و آن تشکیل دولت فلسطینی در تمام سرزمین فلسطین است » .

آن مقام با قداست در بخشی از پیامی که در آستانه فرارسیدن حج سال 1411ه. ق خطاب به حجاچ بیت الله الحرام ارسال نمودند، فرمودند:

«مهمترین مسئله امروز مساله فلسطین است که در نیم قرن اخیرهمواره مهمترین مساله جهان اسلام و شاید مهمترین مساله بشریت بوده است، اینجا سخن از محنت و آوارگی و مظلومیت یک ملت است،سخن از غصب یک کشور است، سخن از ایجاد غده ای سرطانی در قلب کشورهای اسلامی... است، سخن از ظلم مستمری است که اکنون دو نسل پی درپی از ملت فلسطین را فراگرفته است » .

حضرت آیه الله خامنه ای درباره الهانم گیری مبارزات مردم فلسطین از انقلاب اسلامی ایران می فرمایند:

«امروز بحمدالله عنصر ایمان و جهاد اسلامی در مبارزات ملت فلسطین در داخل وطن مغصوب زنده شده و به همین جهت معادله قدرت در فلسطین به سود فلسطینیان نسبت به گذشته تغییر کرده است.

محافل سیاسی اعتراف دارند که این جوشش از مسجد شروع شده و هرخانه را به یک مسجد تبدیل کرده است. یکی از نشریات صهیونیستی در نوزدهم بهمن سال 1369 این قیام را الهامی از انقلاب اسلامی ایران ذکر کرده است » .

حضرت آیه الله العظمی خامنه ای در تاریخ 27شهریور 1372 طی بیاناتی امضای سند ننگین سازش با رژیم غاصب صهیونیستی را شدیدامحکوم کرده و در فرازی از سخنان گهربار خویش فرمودند:

«در قضیه فلسطین نماینده فلسطین آن امضاء کننده حقیر، بدنام روسیاه و علی الظاهر فلسطینی(علی الباطنش را خدا می داند)نبوده که برود و یک چیزی را بفروشد، مگر فلسطین عرفات است، عرفات چکاره است که برود فلسطین را با غاصبین آن معامله کند» .

آمریکا و حذف فلسطین

رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیت اللّه خامنه ای، با بینش عمیق خود در مورد مسئله فلسطین، درباره تلاش های مقامات آمریکایی و غاصبان و مزدوران آنها برای پاک کردن صورت مسئله فلسطین، چنین فرمودند: «دستگاه های آمریکا و رئیس جمهور آمریکا، تلاش خودشان را گذاشته اند که مسئله فلسطین را از صورت مسایل دنیای اسلام و خاورمیانه به کلی حذف کنند و اصلاً مسئله ای به نام فلسطین و آرمان فلسطین و نهضت فلسطین دیگر باقی نماند. این یکی از اهداف بسیار مهم آنهاست. هرجا که مبارزه ای با صهیونیست ها و اشغالگران و آدم کشان هست، می خواهند آن را حذف کنند. حالا چنانچه آن را از روی کاغذ حذف کنند، مگر ممکن است انگیزه دفاع از کشور فلسطین و هویت فلسطینی از دل فلسطینی ها برود؟... مگر تا حالا که جوانان مسلمان در انتفاضه فلسطین یا در کشور لبنان به خاطر خدا، به خاطر مسئولیت الهی دفاع از سرزمین اسلامی، جان خودشان را به خطر می انداختند، به خاطر منشور فلسطین این کارها را می کرده اند که حالا اگر شما منشور به اصطلاح ملی فلسطین را دستکاری کردید، آنها دست بردارند؟»

پیام روز قدس

روز قدس، روز فریاد جوانان غیور امت اسلام بر ضد استکبار و غاصبان سرزمین اسلامی است. پیام روز قدس، محو اسرائیل از منطقه است. پیام روز قدس این است که مسلمانان تا نابودی اسرائیل دست از مبارزه و جهاد بر نمی دارند و آماده هر نوع قربانی هستند. بر همین اساس است که مقام معظم رهبری، حضرت آیت اللّه خامنه ای، بر ضرورت مبارزه با رژیم اشغالگر قدس تأکید کرده، چنین فرمودند: «هریک وجب از خاک فلسطین ،یک وجب از خانه مسلمین است. هر حاکمیتی غیر از حاکمیت فلسطین و حاکمیت مسلمین بر کشور فلسطین، حاکمیت غاصب است. حرف، همانی است که امام راحل عظیم الشأن فرمود: اسرائیل بایستی محو بشود. ... بحث، بحث یهودی ستیزی نیست ؛ مسئله، مسئله غصب خانه مسلمین است».

احمدی نژاد ، سیاست ضد صهیونیستی و سوالات تاریخی

سیاست جمهوری اسلامی علیه رژیم صهیونیستی و در حمایت از فلسطین با روی کار آمدن محمود احمدی نژاد حرکتی جهشی پیدا کرد و جبهه صهیونیست ها و حامیان غربی آن را دچار آشفتگی محسوسی کرده است.
رئیس جمهور از همان سال 84 با زیر سوال بردن داستان هلوکاست و ادعایی که بر اساس آن سرزمین فلسطین اشغال شده، به طرح سوالاتی اساسی در این باره پرداخت که البته صهیونیست ها و غربی ها هرگز پاسخی برای آن ها ارائه نکرده اند و حتی محققان و تاریخ پژوهانی هم که در پی یافتن سوالات احمدی نژاد برآمده اند، سرنوشتی جز اخراج از دانشگاه و زندان نداشته اند.
رئیس جمهور سوالات خود را درباره هلوکاست از جمله در نامه ای معروف در شهریور سال 85 خطاب به آنگلا مرکل نوشت، کسی که همچون هیتلر بر صدر اعظمی آلمان تکیه زده است.
وی در این نامه از مرکل پرسید
"آیا این احتمال عقلایی نیست که بعضی کشورهای پیروز در جنگ قصد داشته اند بهانه ای درست کنند و بر اساس آن مردم کشور مغلوب در جنگ را دائما شرمنده نگهدارند تا انگیزه ، حرکت و نشاط را در آنان تضعیف کنند و جلوی پیشرفت و اقتدار شایسته آن کشور را سد نمایند."

رئیس جمهور در سوال بعدی خود عنوان کرد که "اگر این کشورها و به خصوص انگلیس در برابر بازماندگان هلوکاست احساس مسئولیت می کردند چرا آنان را در کشور خود پناه ندادند و چرا با راه اندازی جریان یهود ستیزی آنان را مجبور به مهاجرت به سرزمین دیگران کردند."
احمدی نژاد همچنین سوال کرد "آیا اگر ظلم و کشتار احتمالی در یک منطقه جهان محکوم و مردود باشد می توان به بهانه جبران آن در منطقه دیگری از جهان به ظلم و کشتار و اشغالگری و ترور رضایت داد؟ آیا وجود زرادخانه های اتمی در اسرائیل برای دفاع از بازماندگان هلوکاست است یا یک تهدید دائمی علیه ملتهای منطقه و ابزاری در جهت زورگویی و اشغالگری و احیانا حمایت از منافع برخی باندهای قدرت درغرب ؟"نکته مهم دیگری که بعدها نیز بارها مورد اشاره رئیس جمهور قرار گرفت، این بود که اگر این ادعا را هم بپذیریم که داستانی چون هلوکاست واقعیت داشته است، اجازه دهید که محققان و پژوهشگران درباره آن تحقیق کنند.

انتفاضه

انتفاضه یا «انقلاب سنگ» جنبش جوان و نوین ضد صهیونیستی است که با بهره گیری از کم ترین امکانات در پی نیل به هدفی بزرگ (آزاد سازی فلسطین) است. این حرکت محصول تأثیر پذیری از انقلاب اسلامی در احیای اسلام، پاسخی به اعمال فشار و اقدامات سرکوب گرانه رژیم اشغال گر قدس، واکنشی در برابر یأس، ناامیدی، ضعف و سستی دولت های عرب در رویارویی با اسرائیل و سرانجام، واکنشی در برابر ناتوانی و ناکامی گروه های نظامی و سیاسی فلسطینی در نجات آن کشور است. مردم و سازمان های هوادار انتفاضه، با تکیه بر ایمان انقلابی در درون مرزهای اشغالی به مبارزه ای بی امان علیه اسرائیل دست زده اند به گونه ای که سازش ناپذیری آنان، اسرائیل، آمریکا و ساف را در حل بحران خاورمیانه (مسأله فلسطین) با دشواری هایی بسیار رو به رو کرده است.

انتفاضه، واژه ای عربی است که از ریشه «نَفَضَ» به معنای جنبش، لرزش، انقلاب، غبارروبی، قیام علیه رخوت و رکود پیش از انقلاب و حرکتِ همراه با نیرو و شتاب می باشد. انتفاضه، نخست نامی بود برای گروهی جدا شده از سازمان فتح، ولی اینک، نامی است برای حرکت نوین مردم فلسطین. این حرکت، در دهه 80 میلادی / 60 شمسی در سرزمین های اشغالی فلسطین علیه اسرائیل آغاز گردید. انتفاضه نامی برای خیزش خود جوش، مستقل، مستمر، تهاجمی، همگانی، غیر مسلحانه، آگاهانه، معترضانه و شجاعانه مردم فلسطین در مصاف با اسرائیل است .

مردم فلسطین، به جای سلاح گرم از سنگ برای دفاع از خود و تهاجم علیه دشمن بهره می گیرند. از این رو، انتفاضه را «انقلاب سنگ» نیز می گویند. استفاده از سنگ، موجب نگرانی اسرائیل را فراهم آورده است؛ زیرا یاد آور مبارزه و پیروزی حضرت داوود علیه السلام پیامبر بزرگ بنی اسرائیل، بر جالوت است. در این مبارزه، حضرت داوود علیه السلام با استفاده از سنگ، جالوت که نماد باطل بود را از پای در آورد.

در تاریخ معاصر فلسطین ، وجود چهار انتفاضه در سال های 1921 1932، 1939(3) و 1987 م./ 1300، 1311، 1318 و 1366 ش. می درخشد که هیچ یک به گستردگی و پایداری انتفاضه اخیر نبوده اند. از این رو، انتفاضه نوین مردم فلسطین را «انتفاضه بزرگ» نیز گفته اند. در این انتفاضه شیوه تهاجمی، مبارزه در درون مرزهای فلسطین و تأکید بر مبانی اسلامی، جایگزین شیوه تدافعی، نبرد در بیرون از مرزهای فلسطین و اندیشه غیر دینی گردیده است. شهید دکتر فتحی ابراهیم شقاقی، دبیر کل شهید جهاد اسلامی فلسطین، در باره انتفاضه گفت:

در تاریخ انقلاب ها و مبارزه ها، واژه «انتفاضه» پیشینه ای طولانی دارد. اما از نظر معنایی، انتفاضه بر قیام علیه رخوت و رکود دلالت می کند. انتفاضه، مرحله قبل انقلاب است. برای مثال قیام مدرسه فیضیه قم را انتفاضه می نامیم و قیام سال 1357 ایران را انقلاب می گوییم. آنچه که اکنون در فلسطین اتفاق می افتد، در واقع انقلاب است، اما ما در آغاز پیش بینی نمی کردیم که چنین فراگیر باشد و نام آن را انتفاضه گذاشتیم؛ لذا ما در جنبش جهاد اسلامی، قیام فعلی فلسطین را «انتفاضه انقلاب» می نامیم.

زمینه های پیدایش انتفاضه

انتفاضه معلول عواملی پُر شمار است، از آن جمله:

1-انقلاب اسلامی ایران: انقلاب اسلامی بهمن 1357 ش. ایران موجب احیای اسلام و بیداری مسلمانان شد و خودباوری را در فلسطینی ها تقویت کرد و آنان را به برخورداری از توانایی لازم برای گرفتن حق خویش آگاه ساخت. پیروزی انقلاب گواهی بود بر توانایی اسلام در بر انداختن ظلم و فساد نظام های طاغوتی و استکباری.

مسلمانان فلسطینی، ایرانیان را در پیش و پس از پیروزی انقلاب اسلامی در کنار خود یافتند و به پوشالی بودن قدرت آمریکا در حمایت از رژیم شاه ایران آگاه شدند. رویدادهای شگفت انگیز انقلاب اسلامی، مردم ایران و شیوه مبارزه آنان علیه رژیم پهلوی را به عنوان نمونه ای آرمانی برای مبارزان جنبش های اسلامی مطرح کرد .

2-ظلم و ستم رژیم صهیونیستی: شهید دکتر فتحی ابراهیم شقاقی در این باره گفت:

انتفاضه... پاسخی بود به اشغال گران و اعمال سرکوب و طغیان و تکبر آنان و اقدامات شان در ویران سازی منازل، مصادره زمین ها، اسکان یهودیان و ساختن شهرک ها، شکنجه مبارزان، دستگیری و تبعید و ترور و شکستن استخوان های آنان، نابود کردن اقتصاد فلسطین و زیر سازهای جامعه، دزدیدن آب ها، تحمیل مالیات و جرایم سنگین، تعطیل مدارس و دانشگاه ها، جلوگیری از کار و کسب، نادیده گرفتن حقوق انسانی و سیاسی و سایر اقدامات مربوط به مجازات دسته جمعی.

افزون بر این، باید به تحقیر فلسطینیان به عنوان شهروندان درجه دوم و تلاش صهیونیست ها برای از بین بردن هویت اسلامی و عربی نیز اشاره کرد.

3-یأس و ناامیدی از دولت های عرب:

شهید شقاقی در این باره گفت:

انتفاضه پاسخی بود به واقعیت اسف انگیز و یأس آور اعراب که وابستگی، ضعف و سستی خود را آشکار کرده بودند. آنها فلسطین و آزاد سازی فلسطین را توجیهی برای بقای خود می دیدند، تا جایی که مسأله فلسطین را در آخر لیست اولویت های قرار دادند و همگان این امر را که حتی خود کنفرانس هایی مثل کنفرانس سران، در نوامبر 1987م. [بهمن 1366 ش. [مشاهده کردند.

در سال 1987 م. / 1366 ش. برای نخستین بار، مسأله فلسطین تحت الشعاع مسأله ای دیگر، یعنی جنگ ایران و عراق قرار گرفت. اسف بارتر این که در کنفرانس مزبور، برگزاری کنفرانس صلح اعراب و اسرائیل با حضور امریکا و شوروی (سابق) به تصویب رسید.

4-ناتوانی گروه های نظامی و سیاسی در نجات فلسطین: با شکست اعراب در جنگ 1967 م./ 1346 ش. حضور مستقیم و مستقل عنصر فلسطینی در مبارزه علیه اسرائیل، به مقوله ای اجتناب ناپذیر تبدیل شد. از این رو، سازمان ها و گروه های نظامی (چریکی) و سیاسی پدید آمدند و کوشیدند با تکیه بر مبارزه مسلحانه، فلسطین را از چنگال اسرائیل نجات بخشند. اما از اواخر دهه 70 م./ 50 ش. گروه های مذکور و نیز ساف به ناتوانی نظامی خود برای رهایی فلسطین پی بردند و در نتیجه، رو به سستی نهادند و مبارزه سیاسی را جایگزین مبارزه نظامی کردند، ولی به زودی در این شیوه نیز با شکست روبه رو شدند. سرخوردگی مردم از این گروه ها زمانی شدت گرفت که هر یک از آن هاتحت نفوذ یکی از کشورهای عرب، که به آرمان فلسطینیان خیانت کرده بودند، در آمد.

خیانت کرده بودند، در آمد.

گروه ها و سازمان های نزدیک به انتفاضه

مهم ترین گروه ها و سازمان های فلسطینی، همواره تحت تأثیر جنبش اخوان المسلمین مصر بوده اند. اخوان المسلمین مصر از اواخر دهه 20 م. فعالیتش را به فلسطین گسترش داد و از آن پس و به ویژه در سال 1948 م. /1327 ش. و سال های پس از آن، سهمی بسیار در مبارزات ضد صهیونیستی و اسرائیلی داشته است. اما کناره گیری تدریجی شعبه فلسطینی اخوان المسلمین از صحنه مبارزات سیاسی و پای فشاری بر تداوم فعالیت های فرهنگی، آموزشی و کادر سازی، منجر به جدایی جوانان انقلابی مخالف مشیِ مسالمت آمیز، از آن سازمان گردید.

جنبش جهاد اسلامی فلسطین (= حرکة الجهاد الاسلامی فی فلسطین)، نخستین انشعاب از اخوان المسلمین غزّه به شمار می رود که این جدایی، تحت رهبری دکتر فتحی شقاقی و در 1980 م. / 1359 ش.(13) به وقوع پیوست. اساسی ترین شعار جنبش نوین فلسطینی، طرد شعار «فلسطین منهای اسلام و اسلام منهای فلسطین» است. برجسته ترین ویژگی این جنبش، در بهره جستن از مشی مسلحانه به عنوان تنها راه نجات از سوی جنبش جهاد اسلامی نهفته است. اگر چه جنبش جهاد اسلامی با انجام عملیات اکتبر 1987 م. / 1366 ش. در محله شجاعیه غزّه سهمی مهم در تولد انتفاضه داشته است، ولی پس از آن، خود تحت تأثیر انتفاضه قرار گرفت.

به اعتقاد شهید فتحی شقاقی، جنبش جهاد اسلامی سه مرحله را پشت سر گذارده است:

مرحله اول: مرحله آماده سازی و بسیج از طریق کار سیاسی و مردمی و تبلیغ در مساجد و دانشگاه ها و اتحادیه ها و جزوات و اعلامیه ها و نشریه های مخفی. مرحله دوم: آغاز مبارزه و جهاد مسلحانه که در ایجاد اعتماد به نفس مردم فلسطین تأثیری زیادی داشت؛ مانند درگیری شهادت طلبانه 6/10/1987 [م. 1366 ش.] با نیروهای صهیونیستی... مرحله سوم: جنبش جهاد اسلامی از روز اول و به طور روزمرّه در تمامی رویدادهای انتفاضه حاضر بود. هفته ها گذشت تا دیگر نیروهای اسلامی و ملی به پا خیزند و صفوف خود را منظم سازند و با قوت در انتفاضه شرکت کنند.

واژه «حماس» (تأسیس 1987 م./1366 ش.) مخفّف عبارت «حرکة المقاومة الاسلامیة فی فلسطین» (= جنبش مقاومت اسلامی فلسطین) است. این سازمان یکی از برجسته ترین سازمان های فلسطینی ضد صهیونیستی است. «حماس» گاه به عنوان نامی برای اخوان المسلمین غزّه و کرانه غربی و گاه برای جناح یا شعبه ای (نظامی) از جناح ها و شاخه های اخوان المسلمین به کار می رود. به اعتقاد ابوغنیمه - از چهره های اخوان المسلمین اردن - حماس جنبشی، نوین نیست، بلکه جنبش مادر، که حماس به آن گرایش دارد، جنبش اخوان المسلمین است.

به هرحال، حماس جنبشی است که برای نجات فلسطین، بیش از دیگر جنبش ها - به غیر از جنبش جهاد اسلامی - بر مردم متکی است و برای مبارزه فرهنگی و سیاسی، بیش از جهاد نظامی اهمیت قائل است.

از این رو، با جنبش جهاد اسلامی متفاوت است. حماس با ساف. و سازمان های دیگر فلسطینی، به رغم وجود پاره ای اختلافات (مانند مخالفت حماس با ناسیونالیسم عربی) همزیستی مسالمت آمیز دارد. به دیگر سخن، حماس تحت رهبری معنوی شیخ احمد یاسین، به جنبش های ملی و غیر مذهبی نیز احترام می گذارد و مادام که آن جنبش ها اختیار خود را به شرق کمونیست یا غرب صلیبی ندهند، حماس دست آنان را می فشارد.

حماس از نظر گستردگی فعالیت های غیر نظامی، میزان امکانات، بهره مندی از کمک های مالی دولت های عرب و مسلمان و برخورداری از وسائل تبلیغاتی، توانمندتر از سازمان یا جنبش جهاد اسلامی است. در عوض، فعالیت نظامی و محبوبیت اجتماعی جهاد اسلامی، بیش از حماس است. با این همه، هر دو سازمان در مخالفت با صهیونیست، تشکیل دولت اسلامی و آزادی همه سرزمین های فلسطین اشتراک نظر دارند.

تأثیر انتفاضه بر اسرائیل

قیام مردم فلسطین یا انتفاضه، تأثیراتی ژرف بر اسرائیل داشته است که برخی از مهم ترین آنها عبارتند از:

1- وقوع انتفاضه و ناکامی اسرائیل در سرکوب آن، صلح خواهی را در اسرائیل به شدت تقویت کرده است به گونه ای که این گرایش به صلح، موجب تأسیس مجلس صلح و امنیت در اسرائیل شده است. این مجلس، که با حضور سی تن از فرمانده هان نظامی اسرائیل تشکیل شده است، می کوشد ثابت کند که چشم پوشی تدریجی از مناطق اشغالی (غزه و نوار غربی) نه به کاهش، بلکه به افزایش امنیت اسرائیل می انجامد.

2- دولت اسرائیل برای خاموش کردن انتفاضه به روش های خشونت آمیز (مانند شکستن دست و پای تظاهر کنندگان فلسطینی) پرداخته است. این موضوع مخالفت افکار عمومی جهانی و حتی واکنش یهودیان آمریکا را در پی داشته که افزایش آن، نخست وزیر پیشین اسرائیل را وادار ساخت برای کاستن اضطراب و مخالفت جامعه یهودیان آمریکا به آن کشور سفر و اقدامات اسرائیل را توجیه کند. و بگوید «طغیان فلسطینیان نه فقط علیه مناطق اشغالی ، بلکه علیه موجودیت کشور اسرائیل است».

3- انتفاضه موجب بالا گرفتن اختلاف میان مسؤلان اسرائیلی و پدید آمدن شکاف آشکار میان احزاب اسرائیل از یک سو و میان آنان و آمریکا از سوی دیگر شده است. به عنوان مثال، آمریکا برای خاموش کردن قیام مردم فلسطین، موضوع خود مختاری محدود فلسطینیان را در اراضی اشغالی پیش نهاد و شیمون پرز از این ابتکار آمریکا حمایت کرد، اما نخست وزیر دولت اسرائیل، شامیر، با این طرح به مخالفت برخاست.

4- هزینه سرکوب انتفاضه برای اسرائیل تکان دهنده بوده است. صرف هزینه ای برابر با 000/650/1 دلار در هر روز، بخشی از هزینه های سرکوب قیام مردم فلسطین است. وانگهی، زیان های مستقیم و غیر مستقیم انتفاضه بر اسرائیل بسیار است که زیان در بخش ساختمان سازی، کاهش درآمدهای ناشی از صنعت توریسم، تنزل سه در صدی تولید ناخالص ملی، کم شدن صادرات در اراضی اشغالی، کاهش سیزده درصدی ارزش پول اسرائیل، پایین آمدن هشت درصدی دستمزدها و کسری تراز بازرگانی از آن جمله است. هم چنین، قیام انتفاضه موجب افزایش بیست و دو درصدی تورم، صعود رقم بیکاری به 2/7 درصد و افزایش هزینه های نظامی شده است. مرکز مطالعات استراتژیک دانشگاه تل آویو، از دست رفتن روحیّه ارتش، انتقاد اروپا و آمریکا از اسرائیل، تشدید خشونت داخلی و بی اعتبار شدن موقعیت بین المللی اسرائیل را از دیگر پیامدهای انتفاضه می داند.

تأثیر پذیری ساف از انتفاضه

تأثیر انتفاضه بر ساف، تأثیری چندگانه و پیچیده است. وقوع انتفاضه ابتکار عمل مبارزه ضد اسرائیلی را از دست یاسر عرفات بیرون آورد، انتفاضه سازش کاری ساف را محکوم کرد. از این رو، موجودیت ساف را با تهدید رو به رو ساخت و به موقعیت این سازمان، به عنوان تنها نماینده مردم فلسطین، آسیب رسانید. از این رو، تلاش یاسر عرفات برای متوقف ساختن انتفاضه به شکست انجامید. هم چنین کوشش عرفات برای تغییر شیوه مبارزه انتفاضه از حالت خصومت آمیز به حالت مسالمت آمیز به جایی نرسید و مردم انقلابی فلسطین این توصیه عرفات را نپذیرفتند که آنان باید به راهپیمایی های آرام تن در دهند.

دیگر آن که، تضعیف یا حذف ساف به زیان اسرائیل است؛ زیان، حذف ساف، اسرائیل را ناچار می سازد که با اصول گرایان اسلامی، چون حماس رو به رو شود و با آنان بر سر مسائل فلسطین به مذاکره بپردازد. بنابراین، اسرائیل روش مسالمت جویانه ساف را بر منش خصومت آمیز گروه های اصول گرا، ترجیح می دهد و از این رو به استحکام روابط خود با ساف پرداخته است. این نزدیکی و گسترش روابط، نتایجی برای طرفین در پی داشته است . از آن جمله:

1- اسرائیل برای گسترش نیافتن انتفاضه، با اعطای خود گردانی محدود غزّه اریحا (1993 م./1372 ش.)، اجرای آن (1994 م./ 1373ش.) و توسعه اش به کرانه باختری رود اردن (1995 م. /1374 ش.) موافقت کرد. پرز در این باره می گوید: «تعدادی از دوستان من و نیز بسیاری از دشمنان از من می پرسند با توجه به این که سال ها به عنوان یک نظامی در ارتش اسرائیل خدمت کرده ام در طول بیش از بیست سال چرا به دنبال صلح هستم، برای این که اسب تروای جنگ، دیگر عقیم شده است

2- گرایش اسرائیل به ساف، این سازمان را که می رفت از صحنه سیاست حذف شود، دو باره زنده کرد. به عقیده پرز، عرفات به جایی رسیده بود که جز مذاکره و سازش راهی دیگر نداشت. وزیر محیط زیست پیشین اسرائیل در این باره می گوید: «ساف در برابر حماس با اسرائیل متحد خواهد شد. دولت اسرائیل باید مرکزیت فلسطین به رهبری عرفات را به رسمیت بشناسد؛ زیرا این سازمان اصلی ترین متحد ما در برابر جنبش حماس است «.

اعتقادات یکسان (مانند اصل توحید و نبوت) و نیز دشمنان یگانه (همانند آمریکا و اسرائیل ) و هدف های برابر (چون از میان بردن ستم و تباهی)، از مشترکاتی است که زمینه تأثیر پذیری متقابل پدیده های انسانی را در جهان اسلام فراهم آورده است. اما وقوع انقلاب اسلامی، به مشترکات مسلمانان عمق بیش تری بخشید و بر میزان تأثیر گذاری هدف ها و آرمان های انقلاب اسلامی در کشورهای اسلامی چون فلسطین افزود.

روابط ایران پهلوی و اسرائیل

برای فهم تأثیر انقلاب اسلامی بر جنبش های اسلامی فلسطین و انتفاضه، مروری کوتاه بر پیشینه روابط ایران و اسرائیل ضروری است.

یک سال پس از تأسیس اسرائیل، نخست وزیر ایران، رژیم اشغال گر قدس را به گونه «دو فاکتو»(28) به رسمیت شناخت. در جریان نهضت ملی شدن نفت، همکاری دو کشور ایران و اسرائیل قطع شد، اما محمدرضا پهلوی در 1333 ش. دستور بر قراری همکاری و انعقاد نخستین قرارداد فروش نفت به اسرائیل را صادر کرد. این قرارداد نفتی، در 1336 ش. علنی شد و میزان صادرات نفت به اسرائیل طی سه سال پس از قرارداد به دو برابر افزایش یافت. با این حال، سطح همکاری های دو کشور، پیش از 1337 ش. محدود به همکاری های نفتی و اطلاعاتی بود. پس از 1337 ش. با خطری که اسرائیل و ایران از اتحاد مصر و سوریه (جمهوری عربی متحده) احساس می کردند، به توسعه روابط سیاسی با یکدیگر پرداختند و هم از این رو، در 1337 ش. نخستین نماینده سیاسی اسرائیل وارد تهران شد و یک سال بعد، دفتر سیاسی ایران در تل آویو گشایش یافت. سرانجام، شاه ایران در سال های پایانی دهه 30 ش. در مصاحبه با سردبیر روزنامه کیهان، اسرائیل را تلویحا به رسمیت شناخت.

با روی کار آمدن هویدا در ایران (نخست وزیر) و سفر رئیس ستاد ارتش (عزروایزمن) و نخست وزیر اسرائیل (لوی اشکول) به ایران روابط دو کشور گسترش یافت. شاه در 1346 ش. از کشورهای عرب درخواست کرد که موجودیت اسرائیل را به رسمیت بشناسند. در 1348 ش. شرکت نفت ماورای آسیا برای تأمین نفت مصرفی اسرائیل و صادرات نفت ایران به اروپا، تأسیس شد. در همین سال شاه در مصاحبه با یک خبرنگار انگلیسی، آشکارا موجودیت اسرائیل را پذیرفت. افزون بر این، ایران در نزدیک شدن مصر به اسرائیل و انعقاد قرارداد کمپ دیوید سهمی مهم داشته است.

همکاری رژیم شاه با اسرائیل با اعتراض روحانیون (مانند آیت اللّه کاشانی)، گروه های سیاسی (فداییان اسلام) و فلسطینیان و به ویژه مخالفت آشکار امام خمینی قدس سره رو به رو بود. شناسایی اسرائیل از سوی شاه نیز به واکنش آیت اللّه کاشانی،شیخ شلتوت (رئیس الازهر مصر) و آیت اللّه بروجردی و قطع رابطه مصر با ایران انجامید. با ورود امام خمینی قدس سره به عرصه مبارزه سیاسی علیه شاه فضای ضد اسرائیلی در ایران گسترش یافت. امام خمینی قدس سره در سخنرانی عصر عاشورای 1342 ش. به شاه و اسرائیل یورش برد، در 1343 ش. تمام گرفتاری های ملت ایران را ناشی از اسرائیل خواند، در 1347 ش. حکم جواز صرف بخشی از حقوق شرعیه (زکوات و صدقات) را برای تسلیح و مجهز ساختن مجاهدان فلسطین صادر کرد، در 1352 ش. از کشورهای درگیر با اسرائیل خواست که با استواری نبرد با اسرائیل را ادامه دهند و در 1357 ش. یکی از علل پیروزی انقلاب اسلامی را حمایت های بی حد و حصر رژیم پهلوی از اسرائیل دانست. شاید از این رو بوده که شهید فتحی شقاقی دبیر کل پیشین جنبش جهاد اسلامی فلسطین، گفت: «خطرناک ترین قضیّه قرن (= مسأله فلسطین) در صدر اهتمامات ابر مرد قرن (= امام خمینی قدس سره )قرار داشت «.

نامشروع بودن اسرائیل

در آغاز سال 1357 ش. نزدیک به بیست سال بود که امام خمینی قدس سره از نامشروع بودن اسرائیل سخن می گفت. ملت ایران نیز برخلاف خواست رژیم ستم شاهی، از اسرائیل و عمّال آن متنفّر بود و تحت زعامت و رهبری امام خمینی قدس سره هر گونه رابطه تجاری و سیاسی با آن رژیم را حرام و مخالف با اسلام می دانست. افزون بر این، ملت ایران، اسرائیل را به رسمیت نمی شناخت و هیچ حقی نیز برای موجودیت آن دولت قائل نبود. سرانجام، نامشروع دانستن اسرائیل و دیگر مواضع ضد اسرائیلی نهضت اسلامی ایرانیان چنان گسترش یافت که این موضوع به یکی از زمینه های تحقق پیروزی انقلاب مبدّل شد. امام خمینی قدس سره در این باره فرمود:

یکی از علل قیام مردم مسلمان ایران علیه شاه، حمایت بی دریغ او از اسرائیل غاصب است... (بنابراین) یکی از جهاتی که ما را در مقابل شاه قرار داده است، کمک او به اسرائیل است.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی اسرائیل در دیدگاه ایرانیان، هم چنان صهیونیسم کافر، صهیونیست تبهکار، دولت غاصب، جرثومه فساد و غدّه سرطانی بود. از این رو، کمتر از یک هفته پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، امام خمینی قدس سره در دیدار با مقامامت بلند پایه فلسطینی با شعار «امروز ایران، فردا فلسطین» اولویت سیاست خارجی ایران اسلامی را مشخص کرد. امام خمینی قدس سره طرفداری از طرح استقلال و شناسایی اسرائیل را برای مسلمانان یک فاجعه می دانست، و مخالفت با آن را فریضه ای بزرگ بر می شمرد. آن امام بزرگ از یک سو مسلمانان را به مبارزه علیه اسرائیل فرا می خواند و به صراحت می گفت: «اسرائیل باید از صفحه روزگار محو شود.» و از سویی دیگر، به همه کسانی که در پی شناسایی اسرائیل بودند، هشدار می داد که از تأدیب ملت ایران بترسند.

روابط ایران با گروه و حرکت های فلسطینی، بر پایه مواضع آنان در قبال موجودیت اسرائیل قرار دارد. حمایت ساف در جنگ تحمیلی از رژیم عراق و سازمان منافقین، اگر چه به کاهش روابط ایران و ساف انجامید، هیچ گاه منجر به قطع روابط و یا عدم پذیرش ساف به عنوان تنها نماینده رسمی مردم فلسطین نشد. اما از هنگامی که ساف از موضع نامشروع دانستن اسرائیل دست برداشت و شعار مبارزه مسلحانه ضد اسرائیل را از منشور ملی فلسطین حذف کرد، دیگر ایران، آن سازمان را به عنوان تنها نماینده فلسطین به رسمیت نمی شناسد، و در برابر، قیام خود جوش انتفاضه، که بر پایه رد موجودیت اسرائیل شکل گرفته است، از همان آغاز مورد حمایت رهبر، دولت و مردم ایران بوده است به گونه ای که جهانیان، ایران اسلامی را تنها حامی و پیشتیبان راستین آن می دانند.

تجدید حیات اسلام در فلسطین

تجدید حیات اسلام در جهان و به ویژه در فلسطین مرهون انقلاب اسلامی است. همچنین، سهمی توجه برانگیز از تجدید حیات اسلام در فلسطین متأثر از اقدامات جمهوری اسلامی ایران در باره فلسطین است که پذیرش مقامات بلند پایه فلسطینی در روزهای آغازین پیروزی انقلاب اسلامی، تبدیل کنسول گری اسرائیل به سفارت فلسطین، اعطای لقب سفیر به نماینده ساف در ایران، اعلام آخرین جمعه ماه مبارک رمضان(42) به عنوان روز جهانی قدس، ارائه کمک های مالی و انسان دوستانه، حمایت ها و پشتیبانی های دیپلماتیک و سیاسی از جنبش فلسطین، مخالفت با طرح های سازش و صلح خاورمیانه، تأسیس صندوق حمایت از مردم فلسطین بخشی از این اقدامات به شمار می رود.

انقلاب اسلامی ایران انگیزه اصلی خیزش و رستاخیز اسلامی در فلسطین اشغالی، به ویژه در نوار غزّه و کرانه باختری رود اردن محسوب می شود. شیخ عبدالعزیز عوده، رهبر معنوی جنبش جهاد اسلامی، می گوید: «انقلاب (امام) خمینی مهم ترین و جدیدترین تلاش در بیدار سازی اسلامی برای اتحاد ملت های مسلمان بود.» و نیز برژینسکی، مشاور امنیت ملی دولت کارتر می نویسد: «تجدید حیات اسلام بنیادگرا در سراسر منطقه با سقوط شاه و تشنجات ناشی از ایران امام خمینی، یک مخاطره مستمر برای منافع ما در منطقه ای که حیات جهان غرب کاملاً به آن وابسته است، ایجاد کرده است.

بنابراین، انقلاب اسلامی برداشتی نوین از اسلام و قرآن در جوامع اسلامی و نیز در جامعه سنّی مذهب فلسطین پدید آورد؛ چنان که روند مخالفت با دولت های فاسد و سرکوب گر را تشدید کرد، به مبارزه آشکار علیه آموزه های تحمیلی ضد دینی دامن زد، تلاش برای تحقق برابری و عدالت اجتماعی را شدت بخشید، واکنش مسلمانان در برابر غرب و غرب زدگی را توسعه داد و یأس و ناامیدی سال های پایانی دهه 70 م./ 50 ش. را از میان برد. یکی از مهم ترین علت های ناکامی ساف در مبارزات ضد اسرائیلی نیز برخوردار نبودن از درک شرایط نوینی بوده است که انقلاب اسلامی در جهان آفرید. ولی به عکس ساف، حرکت اسلامی نوین فلسطین، شیوه های انقلاب اسلامی را مبنای مبارزات ضد صهیونیستی خویش قرار داده است. شیخ اسعد تمیمی، از رهبران جنبش فلسطینی، بر آن است که تا زمان انقلاب ایران، اسلام از عرصه نبرد اعراب علیه اسرائیل غایب بود و حتی مسلمانان در عرصه واژگان، مثلاً به جای واژه «جهاد» از واژه هایی همچون «نضال» (= مبارزه) و «کفاح» (= پیکار) بهره می جستند و انقلاب ایران، این حقیقت را که «اسلام راه حل و جهاد وسیله اصلی است» به سرزمین فلسطین رهنمون شد. شیخ عبداللّه شامی، چهره برجسته اصول گرای فلسطینی می گوید: پیروزی انقلاب اسلامی در ایران اثری ژرف بر انقلاب و بر مردم فلسطین داشته است و پس از آن مردم فلسطین دریافتند که برای آزادی فلسطین به قرآن و سلاح نیازمندند. این اندیشه، نخست در حرکت جهاد اسلامی فلسطین راه یافت و سپس همین سازمان بذر آن را در سرزمین فلسطین افشاند.

انقلاب اسلامی و فلسطین امروز

علامه محمد حسین فضل الله، روحانی برجسته لبنانی در کنگره بین المللی فلسطین که در تهران برپاشد این واقعیت انکارناپذیر رامطرح کرد که:

«جمهوری اسلامی ایران تنها دولت جهان اسلام است که بطور رسمی مخالف وجود اسرائیل در هر شکل و هر صورت است زیرا بر مبنای رهنمودهای امام خمینی اسرائیل را غده سرطانی می داند که باید ازجسم امت اسلامی زدوده شود و لذا استراتژی اسلامی جمهوری اسلامی مبتنی بر تلاش همه جانبه برای حمایت از فلسطین در زمینه های سیاسی، نظامی، امنیتی و اقتصادی است و این موضعی است که بایدتمام نیروهای آزادی بخش مسلمان و عرب، جنبشی ها، احزاب وشخصیت های سیاسی تحت لوای رهبری، رهبر بزرگ دنیای اسلام، حضرت آیه الله خامنه ای که در خط امام خمینی حرکت می کند با آن همراه شوند» .

یکی از رهبران سازمان جهاد اسلامی در این باره می گوید: «انقلاب ایران بود که عصر جدیدی را پیش روی ما گذاشت و موجب شد که به مسأله فلسطین تنها از زوایه خاص اسلام نگاه کنیم». از این رو، آنان امام خمینی قدس سره را رهبر خود و انقلاب اسلامی را تنها وسیله برای نجات فلسطین می دانند. هانی الحسن، نخستین سفیر ساف در تهران می گوید: «ما فرزندان یک انقلاب هستیم و رهبرمان یکی است و او امام خمینی است.» و یاسر عرفات در این باره می گوید، «به نظر می رسد که سرنوشت، چنین حتم کرده که بیت المقدس به دست مردم غیر عرب آزاد شود». البته اکنون، این دو، مواضع خود را تغییر داده اند.

تأثیر انقلاب اسلامی بر فلسطین به آنچه گذشت پایان نمی یابد، بلکه به موارد دیگر نیز می توان اشاره کرد که عبارتند از:

1- نظام اسلامی، که پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران شکل گرفت، به صورت بهترین نمونه و مهم ترین خواسته سیاسی مبارزان مسلمان فلسطینی در آمده است. این مبارزان برای بر پایی حکومت اسلامی، به شیوه های قهرآمیز و مسلحانه (مانند جنبش جهاد اسلامی) و یا راه های مسالمت جویانه (چون حماس) روی آوده اند. البته، این بدان معنا نیست که همه مبارزان فلسطینی آشکارا خواهان حکومت اسلامی اند، بلکه برخی از گروهای فلسطینی در پی اجرای شریعت اسلامی اند ، نه استقرار حکومت اسلامی.

2- جنبش اسلامی فلسطین، همانند انقلاب اسلامی ایران، از مسجد و اماکن دینی سرچشمه می گیرد و به همان جا ختم می شود. حتی دانشجویان انقلابی، حرکت های ضد صهیونیستی خود را از مسجدِ دانشگاه ها سامان می دهند. بدین سان، مساجد رونقی تازه یافته و اجتماع نمازگزاران در مساجد افزون گشته ومساجد به مرکز مخالفت های ضد اسرائیلی تبدیل شده اند و از این روست که انتفاضه را «انقلاب مساجد» نیز گفته اند.

3- امروزه پیروان انقلاب اسلامی بر لزوم وحدت همه قشرها و مذاهب برای نیل به پیروزی در جنبش اسلامی فلسطین پای می فشارند انقلاب اسلامی ایران به پیروزی از اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله و انتفاضه به تأثیر از انقلاب اسلامی، وحدت را ابزار کارآمد برای نیل به پیروزی می دانند و از این رو، بر جنبه های اختلاف برانگیز پای نمی فشارند. در واقع، مسلمانان به توانایی اسلام در بسیج عمومی آگاه شده و به ناکارایی شیوه های روشنفکرنمایان غرب زده برای نجات فلسطین پی برده اند.

4- تولّد و موجودیت برخی گروه های مبارزه فلسطین، چون جهاد اسلامی و حماس، وامدار انقلاب اسلامی است. این گروه ها از اخوان المسلمین مصر به دلیل رکود، رخوت و موضع انفعالی اش جدا شدند، تا با جذب و سازماندهی نوینی به مبارزه نظامی و سیاسی علیه اسرائیل بپردازند. با این حال، اخوان المسلمین فلسطین نیز که از شیوه ای مسالمت جویانه پیروی کرده است، به تأثیر از انقلاب اسلامی، فعّالیت های فرهنگی، دینی و اجتماعی خویش را افزایش داده است.

 

قدس   88

در قدس 88 علی رقم حضور با شکوه و پر شور مردم مسلمان و انقلابی ایران در راهپیمایی این روز ، عده ای از منافقین و فتنه گران با شعار های انحرافی در پی حذف شعار «مرگ بر اسرائیل» و «مرگ بر امریکا» بودند که البته باز هم حضور مردم مانع این این شد که آن ها بتوانند کاری را از پیش ببرند.

... و این واقعه رسوایی دیگری برای سران فتنه بود و آن ها با شعار «نه غزه،نه لبنان» ماهیت اصلی خود را نشان دادند.

«بدانند مردم چه اتفاقی دارد می افتد . ببینند آن دستی را که دارد صحنه گردانی می کند . صحنه را شلوغ می کنند تا در خلال شلوغی های مردم، عنصر خائنی کار ی را که آن ها می خواهند انجام بدهد و نشود او را پیدا کرد . البته این ها اقلتند . کوچکند . این ها کسانی نیستند که ریشه ای داشته باشند . در برابر عظمت ملت ایران صفرند . اصرار بنده بر این است که آحاد مردم با یکدیگر یکی باشند در مقابل آن افراد معدودی که با اصل این انقلاب مخالفند . من اگر یک وقتی در نماز جمعه یک حرفی را می زنم این ابتدا به ساکن نیست . من روز اول این را پیغام دادم به همین حضراتی که صحنه گردان این قضایا هستند. من پیغام دادم گفتم این شروعش را شما دارید می کنید اما نمی توانید کنترل کنید تا آخر . می ایند دیگران سوء استفاده می کنند . حالا دیدید آمدند سوء استفاده کردند . مرگ بر اسرائیل را خط زدند . مرگ بر امریکا را خط زدند ...»

منابع

1-     صحیفه امام خمینی

2-     مستند شاخص

3-     سایت بچه های قلم

4-     خبرگزاری قدس

5-     سایت حوزه