X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 22 تیر‌ماه سال 1389

مقاله 1-ناگفته های 598

برای ورود به بحث قطعنامه 598 و قبول قطعنامه لازم است ابتدا اندیشه امام خمینی(ره) را در مورد صلح و مبارزه بازخوانی نماییم . 

صلح و مبارزه در اندیشه امام خمینی (ره)   

پیروزی های چشم گیر رزمندگان در جبهه ها به خصوص آزادی غرور انگیز خرمشهر کشورهای حامی عراق را نگران کرده بود . رفت و آمد هیئت های صلح ازمدت ها شروع شده بود اما پیچ هیئتی حاضر نبود عملاً به احقاق حقوق ایران تن دهد .

امام خمینی(ره) که همچون مردم تجزیه ایران و ضربه زدن به استقلال کشور را از اهداف صدام می داند درهای صلح امریکایی را به علت تضاد با استقلال ایران رد می کند.

اکنون به مرور و بازخوانی اندیشه ها و مواضع روح الله(ره) در طول جنگ تحمیلی و در مورد صلح می پردازیم .

«امیدوارم که با زحمت و تلاش پیگیر شما تمام این توطئه ها از بین بِرَد و ایران استقلال خودش را حفظ کند و آزادی خودش را حفظ کند . اون هایی که می خواهند با صدام صلح کنیم و به جنگ ادامه ندهیم  این ها صلح امریکایی می خواهند .» 

اگر بخواهیم به تاریخ قبل بازگردیم در جایی در challenge آیت الله کاشانی با سیستم ستم شاهی وقت و هنگامی که ایشان علم مبارزه را برمی دارند ، در آن زمان احساس ایشان این بود که الان زود است که گفت همه ی سیستم ستم شاهی باید برچیده بشود ؛ یعنی باید step by step پیش رفت . مردم شاید در باورشان سیستم ستم شاهی را پذیرفته اند .حداقل الان وقتش نیست . اول برویم مجلس را بگیریم ، نهاد های دیگر را بگیریم و بعد یک دفعه حرکت بزرگی را سامان بدهیم .

اما نظر روح الله(ره) خلاف نظر ایشان بود :

حضرت آیت الله کاشانی اگرچه که من طلبه ی بی مقداری نیستم در برابر شما . اما همه ی آن چه که انبیاء و اولیاء بهش مأمور بودند ، آمده اند و گفته اند . صد و بیست و چهار هزار پیامبر از اولوالعزم گرفته تا اولیای خاص گفته اند هرآن چه باید می گفته اند . خداوند ما را برای اقدام خلق کرده است . لازم است امروز به همه اش نه بگوییم .(امروز به این استراتژی ، استراتژی اقدام می گویند .)

در جنگ تحمیلی ، افرادی به امام(ره) فشار می اوردند برای صلح . پاسخ امام خمینی(ره) به این افراد :

آن حکمیتی که به ناروا به امیرمومنان روا داشته شد ، آن صلح حسنی که به خاطر کج روی ها و فقدان مردم باشعور ، آن اتفاق تلخ تاریخی افتاد ، آن دو واقعه ی تاریخی ما را بر آن می دارد که راه آن دو بزرگوار را نرویم . 

امام خمینی(ره) در جواب دسته ای که نصیحت می کردند که باید صلح بکنید ، صلح را مال ضعفا و آن اشخاص ضعیفی که همیشه در دام امریکا بوده اند یا امثال این ها می دانند . «لکن ما تازه خارج شدیم از این دام . دوباره حاضر نیستیم وارد بشویم . ملت ما حاضر نیست به اینکه دوباره در این دام وارد بشود . دوباره مستشارهای امریکایی بیاید و هر حکومتی می خواهند بکنند . تا حالا ما را عقب نگه داشته اند . ... ملت ایران اگر می خواست که صلح امریکایی بکند که از همان اول از امریکا جدا نمی شد و قطع روابط نمی کرد و دستش را از ایران جدا نمی کرد . جاسوسان آن را بیرون نمی کرد . امروز هم اگر دستش را به صلح امریکایی دراز کند ، صدام و امثال صدام کنار می روند لکن مستشارهای امریکایی وارد معرکه می شوند . ما نمی توانیم صلحی را بپذیریم که طرح امریکایی دارد . »

امام خمینی(ره) قدرتی را که به ازای آن آزادیمان را از دست بدهیم و رو به وابستگی برویم هرگز نمی پذیرفتند :

«ما اگر امر دایر بشود به اینکه برگردیم به حال سابق بشریت و با الاغ از این طرف به آن طرف برویم و آزادیمان راحفظ کنیم یا خیر بنده ، آقای کارتر از ابرقدرت ها باشیم و زندگانی های فلان

کذا داشته باشیم ، ما آن را ترجیح می دهیم . ملت ما آن را ترجیح می دهد .»

امام روح الله(ره) مصاحبت با امریکا را با آن همه توطئه هایش رد می کند و یک همچو حقی را نه به خود و نه به دیگران می دهند :

«آقای کارتر تفضل فرمودند که دو نفر بفرستد که با ما مصاحبت بکند . چه صحبتی با شما بکنیم ؟ صحبت با شما کی بکند ؟ جواب این زن ها که بچه هاشان را از دست داده اند ، پدر هایی که جوان هایشان را از دست داده اند ... . بنشینیم با کی صحبت کنیم ؟ ما یک همچو حقی نداریم . نه دیگران یک همچو حقی دارند . ما خدمتگزار ما باید روی مسیر ملت سعی بکنیم . ما هیچ خوفی از این نداریم که بر بخورد به آقای کارتر یا امثال او . یک کسی که یک کشوری که برای خدا قیام کرده فریادش الله اکبر بوده او را از چه می ترساند ؟ ما با این ها صحبت کنیم ؟ آن هایی که شبکه ی جاسوسی در این جا درست کردند . توطئه کردند . کردستان و امثال این ها نقشه می کشند . راه می دند . ما با اینها بنشینیم صحبت بکنیم ؟ چی چی صحبت بکنیم ؟»

امام خمینی(ره) معتقد بودند که صدام دروغ می گوید که می خواهد صلح کند بلکه می خواهد اغفال کند . ایشان فرمودند : «صدام رفتنی است . و نه امریکا می تواند نگهش دارد و نه دیگران .» (صحیفه امام-جلد 18-ص370)

امام خمینی(ره) صلحی را که ما می خواهیم دور از صلحی بیان کردند که مانند زمان های سابق ، دولت ها با هم صلح می کردند ؛ در عین حالی که صلح می  کردند ؛ باطنشان در جنگ بود که چه وقت فرصت پیدا بکنند که بچاپند همه را .

امام روح الله(ره) صلح صدامی را از این سنخ می دانستند ، نه صلح اسلامی .

« ما از روز اولی که به ما هجوم شده است و به دفاع برخاسته ایم ، یک افرادی در مملکت ما زمامدار بودند که اینها همه صلح را می خواستند ، لکن نه صلح صدامی را صلح انسانی را ، صلح الهی را . اینها می خواستند که وقتی که با یک کشوری صلح کنند ، همانطوری که با اهالی آن کشور اینها برادر هستند با آن دولت و آن کشور هم برادر باشند . لکن با کی ما برادر باشیم ؟ باکسی که آن هم در هجومش و آن همه جنایاتش می گوید من صلح طلبم؟!» صحیفه امام(ره)-جلد17-ص26

امام(ره) صلحی را که در آن اصلاً اعتنا نشود به اینکه جنایت کردند در اینجا و اعتنا نکنند به اینکه غراماتی وارد شده است و باید جبران بکنند ، خساراتی وارد شده است و باید جبران بکنند را صلح صدامی نامیدند .

«ما صلح را قبول داریم ، ما صلح را استقبال می کنیم ، لکن یک صلح شرافتمندانه اسلامی ؛ صلحی که باید بفهمند که متجاوز چه کرده است ، صلحی که باید خسارت این کشور جبران بشود ، نه صلحی که از آن طرف بگوید : صلح ، از آن طرف بفرستد و توپها را ببندد به مردم بی گناه بی چاره . صلح طلبی صدام عیناً مثل صلح طلبی امریکا می ماند ، مثل صلح طلبی اسرائیل می ماند ، مثل خلقی بودن این منافقین و منحرفین است .» (صحیفه امام(ره)-جلد17-ص29)

امام(ره) در سخنرانی در جمع فرماندهان نیروی زمینی ارتش فرمودند که اگر که می خواهید یک تفاهمی بشود ، باید بروید بیرون . «ما می گوییم شما بدون قید و شرط ، باید بیرون بروید . اگر هم بیرون نروید ، بیرونتان می کنیم .» (صحیفه امام-جلد 16-ص 317)

خمینی کبیر (س) صلح را تنها در صورتی ممکن می دانستند که تقاضاهای ما انجام شده و بدون قید و شرط ، باید بیرون بروند . و بلافاصله بعد از آن ، می فرمایند که اگر بیرون نروید بیرونتان می کنیم . 

بررسی ماجرای 598  

هشتمین سال جنگ در حالی آغاز شد که برتری در صحنه درگیری خلیج فارس با سپاه پاسداران بود و نیروی دریایی امریکا برای رفع بحران تلاش می کرد . در عین حال ، درگیری ها در خلیج فارس دو ماه دیگر ادامه یافت و از آن به بعد صحنه نبرد به جبهه زمینی (در منطقه شمال) انتقال یافت و در ظرف چهار ماه عملیات قابل توجه در جبهه ماووت و حلبچه به وقوع پیوست . در خلال این حوادث ، گفت و گو بر سر چگونگی اجرای قطعنامه 598 نیز ادامه داشت .

قطعنامه 598 به گونه ای تصویب شده بود که اگر چه تا حدودی حقوق جمهوری اسلامی ایران را تأمین می کرد ؛ اما در عین حال تقدم و تأخر بندهای آن امکان محکوم نشدن عراق را میسر می ساخت. لذا جمهوری اسلامی ایران پذیرش قطعنامه را منوط به اصلاح تقدم و تأخر بندها کرده بود ، اما عراق با برخورداری از حمایت قدرت های بین المللی با اصلاح قطعنامه مخالفت کرد . 

  

متن قطعنامه 598   

 

شورای امنیت، با تأیید مجدد قطعنامه (1986 میلادی) 582 خود، ضمن ابراز نگرانی عمیق از این که علیرغم در خواست هایش برای آتش بس...

 

شورای امنیت، با تأیید مجدد قطعنامه (1986 میلادی) 582 خود، ضمن ابراز نگرانی عمیق از این که علیرغم در خواست هایش برای آتش بس، منازعه بین ایران و عراق به شدت سابق با تلفات شدید انسانی و تخریب مادی ادامه دارد، با ابراز تأسف از آغاز و ادامه منازعه، همچنین با ابراز تأسف از بمباران مراکز صرفاً مسکونی غیرنظامی، حملات به کشتیرانی بی طرف یا هواپیماهای کشوری، نقض قوانین بین المللی انسان دوستانه و دیگر قوانین ناظر بر درگیری مسلحانه، به ویژه کاربرد سلاحهای شیمیایی برخلاف الزامات پروتکل 1925 ژنو، با ابراز نگرانی عمیق نسبت به احتمال تشدید و گسترش بیشتر منازعه، مصمم گردید به تمامی اقدامات نظامی بین ایران و عراق خاتمه بخشد، معتقد شد که می‌باید یک راه حل جامع، عادلانه، شرافتمندانه و پایدار بین ایران و عراق به دست آید.

 

با یادآوری مفاد منشور ملل متحد، به ویژه تعهد همه دولت های عضو به حل اختلافات بین المللی خود از راه های مسالمت آمیز به نحوی که صلح و امنیت بین المللی و عدالت به مخاطره نیفتد، با حکم به این که در منازعه ایران و عراق زمینه صلح حاصل شده است، با اقدام بر اساس مواد 39 و 40 منشور ملل متحد:

1ـ خواستار آن است که به عنوان یک قدم اولیه جهت حل و فصل(مناقشه) از راه مذاکره، ایران و عراق یک آتش بس فوری را رعایت کرده، به تمامی عملیات نظامی در زمین، دریا و هوا خاتمه داده و تمامی نیروهای خود را بدون درنگ به مرزهای شناخته شده بین المللی خود بازگردانند.

2ـ از دبیرکل درخواست می‌کند که یک تیم ناظر ملل متحد را برای بررسی، تأیید و نظارت بر آتش بس و عقب نشینی نیروها اعزام نماید و همچنین از دبیرکل درخواست می‌نماید با مشورت طرفین درگیر، تدابیر لازم را اتخاذ نموده، گزارش آن را به شورای امنیت ارائه دهد.

3ـ مصرانه می‌خواهد اسرای جنگی آزاد شده و پس از قطع مخاصمات فعال کنونی، براساس کنوانسیون سوم ژنو 12 اوت 1949، بدون تأخیر به کشور خود بازگردانده شوند.

4ـ از ایران و عراق می‌خواهد با دبیرکل در اجرای این قطعنامه و در تلاش های میانجی گرانه برای حصول یک راه حل جامع، عادلانه و شرافتمندانه مورد قبول دو طرف در خصوص تمام موضوعات موجود، منطبق با اصول مندرج در منشور ملل متحد، همکاری نمایند.

5ـ از تمامی کشورهای دیگر می‌خواهد حداکثر خویشتنداری را مبذول دارند و از هرگونه اقدامی که می‌تواند منجر به تشدید و گسترش بیشتر منازعه گردد احتراز کنند و بدین ترتیب اجرای قطعنامه حاضر را تسهیل نمایند.

6ـ از دبیرکل درخواست می‌نماید که با مشورت با ایران و عراق، مسأله تفویض اختیار به یک هیأت بی‌طرف برای تحقیق راجع به مسئولیت منازعه را بررسی نموده و در اسرع وقت به شورای امنیت گزارش دهد.

7ـ ابعاد خسارات وارده در خلال منازعه و نیاز به تلاشهای بازسازی با کمکهای مناسب بین المللی پس از خاتمه درگیری تصدیق می‌گردد و در این خصوص از دبیرکل درخواست می‌کند که هیأت کارشناسان را برای مطالعه موضوع بازسازی و گزارش به شورای امنیت تعیین نمایند.

8ـ همچنین از دبیرکل درخواست می‌کند که با مشورت با ایران و عراق و دیگر کشورهای منطقه، راههای افزایش امنیت و ثبات منطقه را مورد مدافه قرار دهد.

9ـ از دبیرکل درخواست می‌کند که شورای امنیت را در مورد اجرای این قطعنامه مطلع نماید.

10ـ مصمم است برای بررسی اقدامات بیشتر جهت رعایت و اجرای این قطعنامه در صورت ضرورت جلسات دیگری مجدداً تشکیل دهد.  

در زمستان 1366 سومین جنگ شهرها علیه ایران آغاز شد و برای اولین بار موشک های عراقی که برد آن ها به کمک تکنسین های خارجی افزایش یافته بود ، به تهران اثابت کرد . دور جدید جنگ شهرها که با بمباران شیمیایی حلبچه همراه بود ، احتمال ایجاد فاجعه ای بزرگ علیه ایران اسلامی را گوشزد می کرد . بمباران شیمیایی و کشتار 5000 کرد عراقی که در همان روزها توسط نیروی هوایی ارتش عراق صورت گرفت ، خود نیز تهدیدی علیه ایران به حساب می آمد . در همین روزها بود که امام ملت ایران را مخاطب قرار داده و فرمودند : «درنگ امروز اسارت ذلت باری را در پی خواهد داشت .» کمتر از 20 روز پس از هشدار امام ، در حالی که سپاه درگیر جبهه شمالی بود ، همزمان با تحرکات یگان های دریایی امریکا در خلیج فارس ، عراق با توانی عظیم و آتش تهیه شیمیایی به فاو حمله کرد ؛ حمله ای که وضعیت جنگ را تغییر داد .

به این ترتیب که دشمن تا آن روز در لاک پدافندی فرو رفته بود ، به دلیل برتری کمی ، ابتکار عمل را در دست گرفت . به عبارت دیگر ، در حالی که عراق قوای زرهی اش هشت برابر ، نیروی هوایی اش شش برابر و نیروی پیاده اش چهار برابر قوای ایران بود ، چهره هجومی به خود گرفت . این در حالی بود که قوای خودی در سراسر جبهه ها در خطوط پدافندی تقسیم شده بود . به گونه ای که سپاه پاسداران در فاو ، شلمچه ، جزایر مجنون ، حلبچه و ماووت خط پدافندی داشت . لذا اولاً توان نابرابر خودی در مناطق مختلف عملیات توزیع و تجزیه
شده بود و امکانات متمرکزی در دست نبود ، ثانیاً نیروی آزاد و یگان های احتیاط برای مقابله وجود نداشت . علاوه بر این ، هر گونه جا به جایی یگان و تجهیزات با توجه به ترابری ضعیف خودی و مشکلات ناشی از تحریم شدید اقتصادی ، به کندی صورت می گرفت . به همین جهت نیروی خودی به زمان نیاز داشت تا با توجه به تغییرات به عمل آمده در صحنه جنگ ، برنامه های لازم را طراحی کند . اما دشمن که از انبوه امکانات برخوردار بود و کمترین مشکلی برای جا به جایی نیروی خود نداشت ، مجال برنامه ریزی نداد .

در این میان ، امریکا –که بعد از افشای ماجرای فک فارلین منفعل شده بود- نیز به کمک عراق ابتکار عمل را در صحنه بین المللی به دست آورد . لیکن به تشدید اقدامات عراق پس از سقوط فاو تمایل نداشت ، بلکه مایل بود برای بازگردان مجدد ایران به سوی غرب ، فرصت دیگری به ایران  دهد . در مقابل ، عراق با اتکا به شوروی –که احساس می کرد بار دیگر در عرصه جنگ ایران و عراق از امریکا عقب افتاده است- تهاجمات خود را ادامه داد . این حوادث تا پذیرش قطعنامه 598 از سوی جمهوری اسلامی ، با نوعی احتیاط توأم بود . یعنی عراق می کوشید خود را طرف مظلوم صحنه نشان دهد و در این راستا از کمک رسانه های تمامی رسانه های خبری جهان برخوردار بود، تا قبل از اینکه ایران قطعنامه را بپذیرد ، وانمود می کرد چشمداشتی به خاک ایران ندارد . اما با پذیرش قطعنامه توسط ایران و تغییر صحنه سیاسی و تبلیغاتی در داخل و خارج کشور به نفع ایران ، علاوه بر شدت یافتن حملات عراق ، عناصر سازمان منافقین نیز با هدف اشغال کرمانشاه و سپس پیشروی به سوی تهران ، راهی ایران شدند ، غافل از آنکه روح مسیحایی امام با پذیرش قطعنامه تحولی در اردوی خودی ایجاد کرده بود که بار دیگر ابتکار عمل را به سوی ایران بازگردانید و تلاش دشمن را بی اثر گذاشت و اگر نبود قوه قهریه ملت ایران ، قطعاً عراق آتش بس را نمی پذیرفت .  

آفند عراق در پایان جنگ 

پس از عملیات والفجر 10 (در حلبچه) ، جنگ وارد مرحله جدیدی شد و علی رقم مدت کوتاه آن ، نتایج تعیین کننده ای به بار آورد .  در این مرحله ، عراق که به نحو بی سابقه ای تقویت شده بود ، موفق شد با استفاده از توان نظامی و به کار گیری تجارب گذشته ، ابتکار عمل را به دست آورد و صحنه نبرد را به نفع خود تغییر دهد ، اما این وضعیت تنها تا رسیدن عراق به مرز ادامه یافت .

در آغاز سال 1367 ، در حالی که یگان های اصلی جمهوری اسلامی در جبهه های شمالی به سر می بردند ، ارتش عراق با مقدماتی که تهیه کرده بود از فرصت استفاده کرد و حملات گسترده ای را در جبهه جنوب آغاز کرد . این حملات که با حمایت امریکا ازعراق در فروردین 1367 شروع شد و در تیرماه همین سال شلیک موشک ناو امریکایی به هواپیمای مسافربری ایران را در پی داشت (در این حادثه 290 مسافر ایرانی که تمامی غیر نظامی بودند به شهادت رسیدند.) وضعیت جدیدی را پیش آورد که به دنبال آن جمهوری اسلامی قطعنامه 598 را به رغم عدم تأمین پیش شرط های خود ، پذیرفت . 

 

بخش هایی از پیام امام(ره) به مناسبت پذیرش قطعنامه 

و اما در مورد قبول قطعنامه که حقیقتاً مسئله بسیار تلخ و ناگوارى براى همه و خصوصاً براى من بود، این است که من تا چند روز قبل معتقد به همان شیوه دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم و مصلحت نظام و کشور و انقلاب را در اجراى آن مى‏دیدم؛ ولى به واسطه حوادث و عواملى که از ذکر آن فعلًا خوددارى مى‏کنم، و به امید خداوند در آینده روشن خواهد شد و با توجه به نظر تمامى کارشناسان سیاسى و نظامى سطح بالاى کشور، که من به تعهد و دلسوزى و صداقت آنان اعتماد دارم، با قبول قطعنامه و آتش بس موافقت نمودم؛ و در مقطع کنونى آن را به مصلحت انقلاب و نظام مى‏دانم. و خدا مى‏داند که اگر نبود انگیزه‏اى که همه ما و عزت و اعتبار ما باید در مسیر مصلحت اسلام و مسلمین قربانى شود، هرگز راضى به این عمل نمى‏بودم و مرگ و شهادت برایم گواراتر بود. اما چاره چیست که همه باید به رضایت حق تعالى گردن نهیم. و مسلّم ملت قهرمان و دلاور ایران نیز چنین بوده و خواهد بود ..

...

خداوندا، این دفتر و کتاب شهادت را همچنان به روى مشتاقان باز، و ما را هم از وصول به آن محروم مکن. خداوندا، کشور ما و ملت ما هنوز در آغاز راه مبارزه‏اند و نیازمند به مشعل شهادت؛ تو خود این چراغ پر فروغ را حافظ و نگهبان باش. خوشا به حال شما ملت! خوشا به حال شما زنان و مردان! خوشا به حال جانبازان و اسرا و مفقودین و خانواده‏هاى معظم شهدا! و بدا به حال من که هنوز مانده‏ام و جام زهرآلود قبول قطعنامه را سر کشیده‏ام، و در برابر عظمت و فداکارى این ملت بزرگ احساس شرمسارى مى‏کنم.

و بدا به حال آنانى که در این قافله نبودند! بدا به حال آنهایى که از کنار این معرکه بزرگِ جنگ و شهادت و امتحان عظیم الهى تا به حال ساکت و بى‏تفاوت و یا انتقاد کننده و پرخاشگر گذشتند!. 

...

من در میان شما باشم و یا نباشم به همه شما وصیت و سفارش مى‏کنم که نگذارید انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد. نگذارید پیشکسوتانِ شهادت و خون در پیچ و خم زندگى روزمره خود به فراموشى سپرده شوند. اکیداً به ملت عزیز ایران سفارش مى‏کنم که هوشیار و مراقب باشید، قبول قطعنامه از طرف جمهورى اسلامى ایران به‏ معناى حل مسئله جنگ نیست. با اعلام این تصمیم، حربه تبلیغات جهانخواران علیه ما کند شده است؛ ولى دورنماى حوادث را نمى‏توان به‏طور قطع و جدى پیش بینى نمود. و هنوز دشمن از شرارتها دست برنداشته است؛ و چه بسا با بهانه جوییها به همان شیوه‏هاى تجاوزگرانه خود ادامه دهد. ما باید براى دفع تجاوز احتمالى دشمن آماده و مهیا باشیم.

...

من باز مى‏گویم که قبول این مسئله براى من از زهر کشنده‏تر است؛ ولى راضى به رضاى خدایم و براى رضایت او این جرعه را نوشیدم. و نکته‏اى که تذکر آن لازم است این است که در قبول این قطعنامه فقط مسئولین کشور ایران به اتکاى خود تصمیم گرفته‏اند. و کسى و کشورى در این امر مداخله نداشته است ..

مردم عزیز و شریف ایران، من فرد فرد شما را چون فرزندان خویش مى‏دانم. و شما مى‏دانید که من به شما عشق مى‏ورزم؛ و شما را مى‏شناسم؛ شما هم مرا مى‏شناسید. در شرایط کنونى آنچه موجب امر شد تکلیف الهى‏ام بود. شما مى‏دانید که من با شما پیمان بسته بودم که تا آخرین قطره خون و آخرین نفس بجنگم؛ اما تصمیم امروز فقط براى تشخیص مصلحت بود؛ و تنها به امید رحمت و رضاى او از هر آنچه گفتم گذشتم؛ و اگر آبرویى داشته‏ام با خدا معامله کرده‏ام. عزیزانم، شما مى‏دانید که تلاش کرده‏ام که راحتى خود را بر رضایت حق و راحتى شما مقدّم ندارم. خداوندا، تو مى‏دانى که ما سر سازش با کفر را نداریم .. 

...

فرزندان انقلابى‏ام، اى کسانى که لحظه‏اى حاضر نیستید که از غرور مقدستان دست بردارید، شما بدانید که لحظه لحظه عمر من در راه عشق مقدس خدمت به شما مى‏گذرد.

مى‏دانم که به شما سخت مى‏گذرد؛ ولى مگر به پدر پیر شما سخت نمى‏گذرد؟ مى‏دانم که‏ شهادت شیرینتر از عسل در پیش شماست؛ مگر براى این خادمتان اینگونه نیست؟ ولى تحمل کنید که خدا با صابران است. بغض و کینه انقلابى‏تان را در سینه‏ها نگه دارید؛ با غضب و خشم بر دشمنانتان بنگرید؛ و بدانید که پیروزى از آن شماست. و تأکید مى‏کنم که گمان نکنید که من در جریان کار جنگ و مسئولان آن نیستم. مسئولین مورد اعتماد من مى‏باشند. آنها را از این تصمیمى که گرفته‏اند شماتت نکنید، که براى آنان نیز چنین پیشنهادى سخت و ناگوار بوده است. که ان شاء اللَّه خداوند همه ما را موفق به خدمت و رضایت خود فرماید ..   

29/4/67-صحیفه امام خمینی-پیام(به ملت در سالگرد کشتار خونین مکه(قبول قطعنامه 598))-جلد 21-ص 74

شکست عراق در عبور مجدد از مرز 

با پذیرش قطعنامه 598 از سوی جمهوری اسلامی ایران –در تاریخ 27/4/1367- دشمن که این اقدام را حاکی از انفعال قوای ایران تصور می کرد ، با هدف تصرف بخش هایی از استان خوزستان و باختران مجدداً به خاک ایران حمله ور شد تا با اشغال نقاط حساس ، از موضعی برتر ایران را به پشت میز مذاکره بکشاند .

در تاریخ 31/4/1367 هجوم گسترده دشمن به استعداد 13 لشکر در منطقه شمال خرمشهر و جنوب اهواز شروع شد . توان به کار گرفته حکایت از آن داشت که دشمن به تصور تضعیف پایگاه مردمی نظام و قوای مسلح جمهوری اسلامی و نیز به قصد برنده شدن در جنگ تصمیم دارد به هر صورت شده مناطق مهمی را تصرف کند . استعداد دشمن در این هجوم ، تمام توان سپاه پاسداران را به مقابله طلبید و سپاه که مأموریت پدافند از از هور تا آبادان را بر عهده داشت به قوای مهاجم درگیر شد . در این حمله ، دشمن به بخشی از جاده اهواز – خرمشهر دست یافت و خرمشهر را به طور جدی مورد تهدید قرار داد . در پی این تهدید ، امام خمینی طی پیامی به فرمانده کل سپاه ، ضمن تأکید بر ضرورت حفظ خرمشهر ، نکته ای به این مضمون گوشزد فرمودن که : «اینجا نقطه شکست و پیروزی اسلام یا کفر است . باید متر به متر بجنگید . اینجا نقطه ایست که حیات و عدم حیات در همین جاست .»

بر همین اساس ، نیروهای سپاه با هجوم وسیعی علیه دشمن ، او را تا مرز عقب راندند .و دشمن از پای ننشست و دوبار دیگر به قصد تصرف منطقه جنوب تا جاده اهواز – خرمشهر پیشروی کرد ؛ اما هر بار با رشادت رزمندگان اسلام ، عهپقب رانده شد . به این ترتیب ، دشمن از تصرف خوزستان ناامید شد . طی این مدت و در طول در گیری ، دشمن در جبهه غرب و محور قصر شیرین دست به هیچ اقدامی نزد ، ضمن آنکه در دوران حملات خود ، قبل از پذیرش قطعنامه توسط ایران ، هرگز خودی را نسبت به آن منطقه حساس نکرد و بدین گونه مانع هوشیاری و عکس العمل خودی شد تا منافقین برای آغاز اقدام خود ، با موانع جدی رو به رو نباشند . سرانجام در حالیکه آخرین تانک های دشمن از طرف جنوب به طرف مرز رانده شد ، تهاجم مشترک عراق و منافقین به سوی کرمانشاه آغاز شد . حضور متمرکز سپاه در جنوب ، این فرصت را به آنها داد که به اسلام آباد رسیده و کرمانشاه را تهدید کنند . دشمن در این جبهه پس از عبور از خطوط ارتش ، با استفاده از جبهه قصر شیرین – کرمانشاه ، سوار بر خودرو و زرهی چرخدار ، بدون آنکه مدافعی در برابر خود داشته باشد ، سر پل ذهاب و کمند را پشت سر گذاشت و در اسلام آباد پس از به خاک و خون کشیدن جمعی مردم بی گناه ، راهی کرمانشاه شد . اما در تنگه چهارزبر اولین گروه پاسداران (از لشکر جدید التأسیس ولی امر(عج)) راه را بر دشمن مسدود کردند ، تا یگان های دیگر سپاه به تدریج وارد منطقه شوند . لذا هرچه عدم حضور سپاه و مردم در منطقه سبب شده بود که منافقین به راحتی 70 تا 80 کیلومتر پیشروی کنند ولی پس از ورود مردم و سپاه به صحنه و هجوم از دو منطقه اسلام آباد و چهارزبر به منافقین ، قوای آنان در هم شکست و انهدام وسیعی از آن ها صورت گرفت . این تهاجم ، که به نبردی سه روزه منجر شد ، نهایتاً در تاریخ 6/5/67 با سرکوب کامل نیروهای منافق به پایان رسید . به این ترتیب ، با عکس العمل قدرتمندانه رزمندگان اسلام که به دفع تجاوز دشمن به خوزستان و کرمانشاه و انهدام منافقین انجامید ، ارتش عراق در تاریخ 10/5/67 به نوار مرزی بازگشت .

در واقع ، بار دیگر حضور گسترده مردم و سرازیر شدن سیل آسای نیروهای اسلام به جبهه های جنوب و غرب ، به اقدامات دشمن که می کوشید با تداوم عملیات به امتیازهای متعددی دست یابد ، و به بهانه جویی های او در مورد برقراری آتش بس پایان داد و نهایتاً در روز 29/5/1367 آتش بس رسمی به وسیله دبیر کل سازمان ملل اعلام شد . سپس با حضور نیروهای ناظر سازمان ملل (یونیماگ) در مرز مشترک ایران و عراق ، آتش بس رسمی بین دو کشور برقرار گردید . علی رقم ضرباتی که عراق متحمل شده بود ، پس از عقب نشینی از خاک ایران ، همچنان مناطقی از مرز را که وسعت آن به 2500 کیلومتر مربع می رسید تا آستانه تجاوز به کویت ، در اختیار داشت . طی این مدت نه تنها سازمان ملل برای عقب راندن عراق از مناطق ایرانی تحت اشغال ارتش عراق اقدامی نمی کرد و سکوت کرده بود بلکه تا قبل از حمله عراق به کویت حاضر نشد تجاوز عراق به ایران را تأیید کند . اما با حمله عراق به کویت در مرداد 1369 ، از آن جا که آن رژیم نمی خواست همزمان در دو جبهه درگیر باشد ، از مناطق اشغالی ایران خارج شد ، اسیران ایرانی را آزاد کرد و پای بندی خود را به قرارداد 1975 اعلام نمود .

منابع 

1-    ۱- صحیفه امام(ره)

2-    ۲-  سخنرانی سردار سعید قاسمی – مبادا 598 تکرار شود

3-    ۳- کتاب آشنایی با جنگ – گزارشی کوتاه

4-    ۴- پایگاه اطلاع رسانی راویان نور

۵- مستند شاخص

 

 


 

لینک مقاله در پایگاه خبری تحلیلی 598: 

http://www.598.ir/View.aspx?id=3978